سردرگم و شاید یه جورایی ناامید

30 بازدید
سوال شده 13 ژوئن 2018 در مشاوره رایگان فردی توسط Hana ممتاز (180 امتیاز)
نمایش از نو 13 ژوئن 2018 توسط Hana
سلام
من یه دخترم ۱۸ سالمه دغدغه‌های زیادی دارم یکی از بزرگتریناش اهدافمه.رویاهامه.ایندمه
من از آینده ای که در انتظارم هراس دارم
من رشته ام تجربی است اولش میخواستم دکتر بشم شروع کردم به درس خوندن خیلی امیدوار بودم خیلی این قد که حتی من به دوستان مشاوره و روحیه میدادم
 این درس خوندن و امیدم چن روز بیشتر دوام نیاورد
و دوباره نا امید میشدم شرایط خونه امون جوری نیست که من بتونم به راحتی درس بخونم
همون طور که میدونید برای درس خوندن باید آرامش و تمرکز داشته باشی
ولی متاسفانه من این آرامش رو نداشتم
هر بار ناامید میشدم ومیگفتم من نمی تونم تو این خونه درس بخونم
چن بارم خیلی گریه و داد فریا د کردم مامان و بابام و خواهرامو وخیلیای دیگه رو ناراحت کردم(الان که فکر  میکنم میبینم اصلا ارزش نداشت که به خاطر یه هدف احمقانه اینطور ناراحتشون کردم)
چن بار دیگه تلاشمو کردم ولی نشد نشد وبازم همون داد و فریادا و اعتراضا
تا اینکه دیگه کلا کنکور و فراموش کردم و اصلا دیگه زیاد بهش فکر نمیکنم( ولی یه ترسی نسبت بهش دارم)
خلاصه گذشت و گذشت تا اینکه من کلا دیگه بیخیال شدم وبه این نتیجه رسیدم که قرار نیست همه به هدف و آرزوهاشون. (خیلی فک میکنن ای بهانه توجیه هستش)
ولی الان دیگه هیچ علاقه ای به دکتر شدن ندارم انگار نه انگار روزی یکی از بزرگترین اهدافم بوده هه گذر زمان خیلی جالبه افکار آدما چقد عوض میشن
الان دیگه زیاد از درس خوندن خوشم نمیاد
و تصمیم گرفتم یه هدف جدید که مناسب شرایطم هست وهم خودم بهش علاقه دارم رو دنبال کنم
من میخوام که دانشگاه علمی کاربردی برم و رشته ی ای تی بخونم
ولی متاسفانه بازم یه مشکلی هست
نمیدونم چطوری بگم که شما درک کنید ولی میخوام یه جوری بازش کنم که امیدوارم بفهمید دارم چی میگم ولی خیلی طولانی میشه
فکنم باید با جزئیات بگم تا بفهمید حالا تا اینجا که من گفتم نظر شما چیه؟؟
چه فکری راجبش میکنید اصلا فهمیدید چی گفتم
تا مشکل جدیدمو بگم
1 پاسخ
پاسخ داده شده 13 ژوئن 2018 توسط Hana ممتاز (180 امتیاز)
مشکلم اینه:
پدرم یه جای خیلی دور کار میکنه طوری که زیاد نمیتونه بیاد پیش ما من دوتا خواهر دیگه هم دارم که پشت کنکورین والبته یک خواهر یک برادر  دیگه  
که دیپلم ردین والان ازدواج کردن و بزرگترم هستن
خلاصه شرایط اینا باعث شده که پدرم تمام امیدش من باشم که از همه کوچکترم
اون میخواد من تو کنکور قبول بشم همش که  زنگ میزنه میپرسه من دارم میخونم یا نه
ولی چطور بتونم بخونم  وقتی آرامش و تمرکزی وجود نداشته باشه
الان تنها مشکل من امید پدرم به منه که احساس عذاب وجدان بدی رو در من ایجاد کرده
راستش من تو کنکور تجربی شرکت کردم و تصمیم گرفتم همشونو شانسی جواب بدم
میدونید من از شغل معلمی به شدت بیزارم (خیلیا. میگن به خاطر غرور وایناس)
من از این میترسم که اگه برحسب اتفاق معلمی بیارم بابام و اطرافیانم مجبورم کنن.همچین رشته ای رو بخونم ولی من اصلا دوست ندارم معلم بشم
میخوام برم بدون کنکور ای تی بخونم
میدونم خیلی خلاصه کردم ولی اگه جاهاییشو نفهمیدین بگین بیشتر توضیح.بدم
به مشاوره آنلاین روانشناسی خوش آمدید، مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و مشاوران مجرب و منتخب کانون مشاوران.

2,437 سوال

3,891 پاسخ

710 دیدگاه

2,305 کاربر

سوالات مشابه
1 پاسخ 67 بازدید
2 پاسخ 29 بازدید
2 پاسخ 66 بازدید
سوال شده 5 فوریه 2018 در مشاوره رایگان فردی توسط masoood
1 پاسخ 40 بازدید
سوال شده 17 ژوئن 2018 در قبل از ازدواج توسط Fa حرفه ای (320 امتیاز)
1 پاسخ 44 بازدید
2 پاسخ 33 بازدید
2 پاسخ 32 بازدید
2 پاسخ 27 بازدید
3 پاسخ 249 بازدید
2 پاسخ 41 بازدید
سوال شده 7 فوریه 2018 در روانشناسی کودک و نوجوان توسط مهران
1 پاسخ 16 بازدید
1 پاسخ 25 بازدید
1 پاسخ 29 بازدید
سوال شده 7 سپتامبر 2018 در دوستی یا نامزدی توسط بی نام
1 پاسخ 39 بازدید
1 پاسخ 53 بازدید
سوال شده 12 ژوئیه 2018 در روانشناسی کودک و نوجوان توسط مادر
3 پاسخ 47 بازدید
2 پاسخ 29 بازدید
5 پاسخ 34 بازدید
...