شک و توهین و تهمت همسرم

38 بازدید
سوال شده 13 ژوئن 2018 در مشاوره آنلاین طلاق رایگان توسط بی نام
سلام

بنده 31 سال دارم فرزند چهارم و تک دختر خانواده می باشم متاهل و دارای یک فرزند پسر 2 ساله هستم سال 85 با همسرم ازدواج کردم و در حال حاضر در تهران ساکن هستیم

راستش ما از همون اول هم خیلی مشکل داشتیم ما حدود دو سه ماه با هم دوست بودیم در این مدت همیشه همسرم منو از دانشگاه میرسوند هیچوقت نمیزاشت تنها جایی برم اوایل فکر میکردم چون میخواد با هم باشیم اینجوریه ولی بعدها فهمیدم کاملا در اشتباه بودم تو همون دوران یه بار با یکی از دوستانم قرار بود بریم بیرون منم بهش گفته بودم با دوستم رفتیم بیرون و من متوجه شدم ما رو تعقیب میکنه ولی زود خودش رو قایم کرد من متوجه نشم همون موقع دو تا پسر به دوستم گیر داده بودن من کنار وایساده بودم ولی بعدش از لجش از یه پسر شماره گرفتم ولی هیچوقت باهاش ارتباط نگرفتم ولی شاید باورتون نشه ولی هنوزم که هنوزه میگه اون پسرا با تو بودن چون منو دیده بودی خودتو کشیدی کنار

یک هفته بعد از عقدمون به روابط خانوادگی ما پیله کرد مثلا ما تو خانواده و فامیل با همه دست میدیم من از اول این جوری بزرگ شدم نمیدونستم که ناراحت میشه با پسرعموم که از من کوچکتر هم هست دست دادم کلی دعوا کرد سر اسن موضوع آخرش مادرم مجبور شد به همه بگه کسی با من دست نده . ولی هیچوقت رفتارهاش درست نشد همیشه به من شک داشت به مرور شروع کرد به گیر دادن به لباس پوشیدنم بعد آرایشم و ... هر بر سر یک موضوعی کوتام آمدم دوباره بحث موضوع دیگه رو پیش کشید بهم توهین میکنه تهمت رابطه با اشخاص دیگه میزنه فحش میده حتی اوایل دست بزن هم داشت ولی من به خاطر اینکه هیچوقت از مشکلاتم با خانواده ام حرف نزدم نمیخواستم ناراحت بشن و همه همیشه ظاهر خوشبخت منو دیدن در حالی که در این چند سال هیچوقت احسای رضایت و خوشبختی نداشتم . الان هم دو ساله به همکارام گیر داده میگه باهاشون رابطه داری که به گوشیت زنگ میزنن در حالیکه مجموعه ما یک شرکت خیلی بزرگ و شناخته شده هست و کلا همه با موبایل کارشون رو راه میندازن .

یه مثال دیگه میزنم چند وقت پیش جلسه ای بین مدیران هلدینگ بود برای بررسی مشکلات سیستمی و از اونجایی که من تنها کسی در واحدمون هستم که کل سیستم رو بلدم و مدیدم بابت این چیزا همیشه از من درخواست میکنه همراهش جلسه برم منم اوکی دادم و حتی از ایمیلی که برای هماهنگی جلسه زده بودن پرینت گرفتم به همسرم نشون بدم دوباره نخواد دعوا راه بندازه ولی اون گفت دروغ میگی با کسی قرار داری به راحتی میتونی ایمیل بسازی حق نداری بری من واقعا نمیتونستم آبروم میرفت میگفت همسرم نمیزاره میگفت زنگ بزن بگو شوهرم به من شک داره نمیزاره بیام خلاصه رفتم ولی بعدش به دعوا منجر شد در حالی که وقتی بهش میگم ماشینمو ببر کارواش یا تعمیر میگه خودت برو بهش گفتم چطور حاضری من بین چند تا کارگر که معلوم نیست چه شخصیتی دارن من تنهایی برم ولی بین چند تا مدیر نباشم جوابش این بود جنده بالا شهر داریم و جنده پایین شهر اون مدیرا ماشین زیر پاشون 500 میلیونه ولی کارگر کارواش هیچی نداره تو بهش محل بدی جنده بالا شهر 500 تومن میگیره تو اون ول نمیکنی بیای 50 بگیری واقعا مونده بودم چی باید بهش بگم در واقع این مدل حرف زدن کار همیشیش هست فقط خواستم بدونید تا چه حد وقیح هست

الان با توجه به اینا دیگه واقعا بعد از 12 سال دیگه کشش ندارم خسته شدم میگم بیا طلاق بگیریم میگه طلاقت نمیدم میگه کی پشتته که میخوای از شر م راحت شی واقعا نمیدونم باید با این شرایط چکار کنم ولی دیگه نمیخوام باهاش زندگی کنم ولی نمیدونم چه جوری میتونم طلاق بگیرم .

ببخشید طولانی شد ولی خواستم یه گوشه ای از مشکلات رو توضیح بدم شاید راحتتر بتوانید کمک کنید .
1 پاسخ
پاسخ داده شده 14 ژوئن 2018 توسط دکتر روانشناس حرفه ای (71,120 امتیاز)
ویرایش شده 15 ژوئن 2018 توسط دکتر روانشناس
با سلام
دوست گرامی
طبیعیه که یک طرفه نمی شود قضاوت کرد منتهی صرفا و صرفا براساس ان مبحثی که خود شما می فرمایید و شرایطی که ایجاد شده است  ..خب طبیعتا  ایشون شکاکیت بیمارگونه دارند البته باید از نزدیک دید و تصمیم گرفت مناهی به نظر میرسه ایشون پارانوئید باشند و مدام در حال سو ظن و پیدا کردن شواهدی که عقاید خودشون رو اثبات کنه هستند
اگر واقعا شما مطمئن هستید که هیچ کاری نمی کنید و نکردید که بخواهد چنین برداشت شود ولی ایشون باز بی اعتماد هستند و به شما تهمت خیانت می زنند هذیانی هست که ایشون دارند و اگر بخواهید به زندگی ادامه بدهید ایشون باید درمان شوند و نباید نسبت به این مساله سوگیری داشته باشند
به هر حال سخت است ادامه زندگی با فرد شکاک و تهمت زن مخصوصا وقتی فردی به زندگی متعخد است منتهی مدام شک ها وجود دارد
و قابل درکه که شرایط سختی است منتهی بحث طلاق را مطرح نکنید چون شک چند برابر می شود و ممکن است بیشتر  پیگیر شوند و برای شما محدودیت های کاری و ..ایجاد کنند و مدام دنبال تایید این مساله باشند
که ممکن است پای فر دیگری به میان باشد و شرایط به همین دلیل سخت است .
به هر حال  ببینید یک نکته مهم این است که از ایشون بخواهید که حتما باید برای اینکه شما ادامه بدهید به روانشناس و روانپزشک مراجعه کنند اگر گفتند مساله ای نیست که خب هیچ ولی اگر مشکلی داشته باشند باید حتما رسیدگی کنند
و دقیق مساله بررسی شود تا مشخص شود که دوره درمان چقدر است و اصلا با این شرایط می شود ادامه داد یا خیر
در عین حال باید ایشون همکاری لازم را داشته باشند
امیدوادم مساله حل و مدیریت شو د

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

982122354790

موفق باشید
به مشاوره آنلاین روانشناسی خوش آمدید، مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و مشاوران مجرب و منتخب کانون مشاوران.

2,472 سوال

3,973 پاسخ

721 دیدگاه

2,259 کاربر

سوالات مشابه
2 پاسخ 42 بازدید
2 پاسخ 34 بازدید
1 پاسخ 36 بازدید
1 پاسخ 20 بازدید
سوال شده 8 سپتامبر 2018 در مشاوره خانواده آنلاین توسط بی نام
2 پاسخ 27 بازدید
سوال شده 28 Mar 2018 در مشاوره رایگان فردی توسط نیلو
3 پاسخ 64 بازدید
1 پاسخ 20 بازدید
1 پاسخ 19 بازدید
1 پاسخ 46 بازدید
...