بحث با همسر، شوخی یا جدی بودن حرف، شکسته شدن حرمتها

35 بازدید
سوال شده 1 ژوئیه 2018 در مشاوره خانواده آنلاین توسط حمیده
سلام خسته نباشید . من و همسرم 7 سال است که ازدواج کرده ایم و بعد از 4 سال درمان بچه دار شده ایم و من 6 ماهه باردارم . من تک دخترم و دور از خانواده و نزدیک خانواده همسرم زندگی میکنم . از ابتدای ازدواج تا به حال بسیاری از حرفها زده شد و بسیاری قولها داده شد ولی بسیاری از آنها عملی نشد . خانواده همسرم که اصلا به روی خود نمی آورند و مادر همسرم هم چندین مورد را کلا نقض کرد. قولهای همسرم هم بعضی بخاطر وضعیت بد اقتصادی عملی نشد ولی برخی دیگر بخاطر فراموشی و بیخیالی عملی نشد ولی تمام آنها در ذهن من و یاد خانواده من مانده است . در این سالها با اینکه درآمدی نداشتم و پدرم بعضی اوقات پشتیبان مالی من بود و حتی قبل از ازدواج هم مبلغی در حساب بانکیم گذاشته بود ( همسرم هم ابتدای ازدواج خرجی میداد ولی با بد شدن اوضاع اقتصادی خیلی کمتر شد) من سعی میکردم بهتری کادوهارا برای همسرم بخرم . حتی یکسالی از دوستم پول قرض کردم تا برایش کادو بخرم . ولی در عوض من بیشتر تولدهایم کادویی دریافت نکردم چون از وضعیت همسرم باخبر بودم . ولی بعضی اوقات ناراحت میشدم . چون زمان تولد خانواده اش که میشود همه پول میگذارند و هدیه ای مناسب میخرند حتی شوهرم هم پول میگذارد . درحالیکه نوبت به من میرسد و من تقاضای کادو میکنم میگوید از تو انتظار ندارم چون با من زندگی میکنی و درجریان مشکلاتم هستی. درین چند ماهه که باردارم چندین بار گفته که برای زایمان به بیمارستان دولتی شهر کوچکشان بروم . درحالیکه هیچیک از اقوامش درآنجا زایمان نکرده اند و برای تمای کارهایشان به مرکز استان میروند. چندین بار این حرف را زد و با مخالفت و ناراحتی من مواجه شد و در با دیدن ناراحتی من گفت که شوخی کرده است . ولی دفعه بعد باز تکرار کرد. بار آخر بسیار ناراحت شدم چون کسی هستم که ناراحتیم را نشان میدهم . با اینکه ناراحتیم را دیده بود ولی همچنان درحال ادامه دادن بحثش بود . من خیلی ناراحت شدم و دیگر با او صحبت نکردم . قردای آنروز مادر به من زنگ زد به عادت همیشه ، بعد از کمی صحبت بغضم ترکید و ماجرا را پرسید . خیلی ناراحت شد . چون زمان بارداری او هم اتفاقای بدی افتاد و هم پدرم پشتیبان خوبی برایش نبود و بسیار برای مادرم سخت گذشته بود . چندین بار هم منزل ما آمد و دید که میوه و خوراکی مناسبی در منزل نیست . خب من شرایط همسرم را درک میکنم و چیزی نمیگویم ولی واقعا تغذیه من در این دوران باید مناسب باشد. بعد از قطع تماس با من بلافاصله به همسرم زنگ زد و دلخوریش را به او گفت . حتی یکی از ماجراهای عروسیمان هم که باعث ناراحتیش شده بود به زبان آورد . مادر  و پدرم برای ازدواج ما اصلا سخت گیری نکردند . در واقع همسرم برای ازدواج با من متحمل هیچ سختی ای نشد بجز هزینه عروسی و خرید خانه. حال پدرومادرم احساس میکنند که چون منرا به راحتی شوهر داده اند کسی قدر من را نمیداند . خود من هم همین فکر را میکنم . بسیاری از کارها گذشتها فداکاری هایم اصلا به چشم نمیآرد. من بزرگترین کار را برایش انجام دهم به چشمش نمیآید درحالیکه خانواده اش کوچکترین کاری برایش انجام دهند مدام به زبان میآورد. الان دو روز است که مدام گریه میکنم و نمیتوانم خودم را آرام کنم. من جثه ضعیفی دارم و به زحمت وزن میگیرم . ولی در این دو روز یک کیلو وزنم کم شده و دو روز است که جنینم تکان نمیخورد دل درد دارم دست و پاهایم حس ندارد خیلی نگرانم. شوهرم هم بعد از صحبت با مادر گریه کرد و گفت از همه انتظار داشتم ولی از مادرت نه . همه به من حرف میزنند و قدر کارای من را ندارند. فقط بدیهای من را میبینند. این را درست میگوید حتی خانواده اش همیشه درحال سرکوفت زدن به او هستند در حالیکه بیشترین کار را بین خواهر و برادرها ، همسر من برای پدرو مادرش انجام میدهد. بعضی وقتها احساس میکنم هرچقدر آنها کم لطفی میکنن ، محبت همسرم به آنها بیشتر میشود . ولی شرایط من برعکس است . زمانی که شرایط مساعد میشد و از نظر من همه چی عالیست و نظر همسرم را میپرسم ، من را همانی میبیند که در شرایط بد بودم و مدام از افسرده بودن و عصبی بودن من حرف میزند و همین مرا که درآن لحظه شاد هستم ، غمگین و عصبی میکند. الآن بیشتر از رابطه خودم و همسرم ، نگران رابطه مادرم و همسرم هستم . مادرم در این هفت سال کلمه ای به زبان نیآورده بود . همسرم احتیاج به تذکر داشت ولی مادرم تنبیه بدی کرد . درواقع مادرم کمی بی انصافی کرد . هنوز هم باورم نمیشد که آنکس مادرم بود که آنطور شاکیانه حرف میزد . حال احساس میکنم که تمام خوبیهای خودم و خانواده ام به باد رفته و کوچکترین ارزشی پیش همسرم ندارد. همسرم بسیار سرخورده شد و غرورش از بین رفت.حرمتها بین مادرم و همسرم از بین رفت. مدام صحنه  دیروز جلوی چشمم میآید و احساس میکنم که دیروز روز مرگم بود .
1 پاسخ
پاسخ داده شده 2 ژوئیه 2018 توسط دکتر روانشناس حرفه ای (79,600 امتیاز)
ویرایش شده 2 ژوئیه 2018 توسط دکتر روانشناس
با سلام
دوست عزیز اولا که شنا باردار هستید ان هم به قول خود شما بعد مدتی وه درمات کزدید پس به لحاظ جسمی و تغذیه ای و روحی همسرتون بتید بسیار مراقبت کنند اگر واقعا داشتن فرزند سالم برای ایشون اهمیت داره و الا خوب چه ضرورتی دارد که بخواهید وارد بحث شوید وقتی می دانید فایده ای ندارد شما همسرتون رو در این سالها بهتر از همه می شناسید نباید اجازه دهید بین ایشون و خانواده  شما بحث و درگیری ایجاد شود
نباید اجازه دهید که   این روند ادامه دار شود ..چون واقعا برای بچه ضرر دارد و خود شما بهتره حتما حضورا مراجعه داشته باشید ..
 بهتره اگر فکر می کنید مادرتون تند رفتند جلو از ایشون بخواهید که خب رفتارشون رو اصلاح کنند و خب با همسرتون صحبت کنند و توضیح دهند که به هر حال هر  مادری وقتی با چنین شرایط فرزندش رو به رو می شوددواقعا گله مند و ناراحت می شود
چون ممکنه این بحث ها اثر سویی بر زندگی شما و رابطه شما و همسرتون بگذارد .
به هر حال اگر واقعا همسر شما در تولددها و ..این طور وه خود شما می گویید حواسش نیست و نمی تواندمدیریت کند خب حتما با او صحبت کنید و اجازه ندهید مسائل غیر قابل حل بماند البته صحبت در مکان و زمان مناسب و خب خیلی اوقات خود خانم ها باعث شکل گیری عادت هایی  در همسرانشان می شوند و این خودش مشکلات زیادی را ایجاد می کند ..

به هر حال  امیدوارم شما زندکی موفقی داشته باشید ..و این مسائل مدیریت شود ولی اکنون اولویت شرایط روحی شماست که نباید به شکلی پیش برود که مشکلاتی را ایجاد کند ..
و برای جنین و خود شما اسیب زا شود و همسرتون در این شرایط هر کینه و کدورتی باقی است را باید کنار بگذارند  به یاد داشته باشید که اصلا در زندگی نه مقایسه کنید و نه اینکه رابطه همسرتون با خانوادش رو بزرگ کنید چون این باعث می شود ایشون حساسیت زیادی نشان دهند و همین حساشیت خودش منشا مشکلات بسیاری شود ..برای مردان خانواده و حفظ احترامشلن مساله بسیار مهمی است که نباید ان را نادیده بگیرید
امیدوارم موفق باشید
در هر صورت موفق باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

982122354790

موفق باشید
به مشاوره آنلاین روانشناسی خوش آمدید، مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و مشاوران مجرب و منتخب کانون مشاوران.

2,630 سوال

4,186 پاسخ

729 دیدگاه

2,733 کاربر

سوالات مشابه
1 پاسخ 58 بازدید
1 پاسخ 7 بازدید
1 پاسخ 41 بازدید
1 پاسخ 42 بازدید
سوال شده 22 سپتامبر 2018 در آموزش جنسی و زناشویی توسط بی نام
1 پاسخ 27 بازدید
سوال شده 17 اوت 2018 در مشاوره تحصیلی توسط Arman
1 پاسخ 75 بازدید
سوال شده دسامبر 27, 2017 در مشاوره رایگان فردی توسط Amirslm
1 پاسخ 38 بازدید
1 پاسخ 31 بازدید
1 پاسخ 15 بازدید
1 پاسخ 19 بازدید
...