لطفا همه راهنمایی کنن.

33 بازدید
سوال شده 1 روز قبل در دوستی یا نامزدی توسط نرگس
ویرایش شده 1 روز قبل
سلام،یه پسری توی فامیل داریم(الان 20 سالشه)ما وقتی بچه بودیم همبازی هم بودیم(همسن ما توی فامیل زیاده 6 تا بچه بودیم که با هم بازی می کردیم.)نمی دونم چی شد که من دیگه این پسر از 16 سالگی تا 18 سالگی ندیدمش.اگر هم می دیدمش در حد 5 یا 10 دیقه بود.مامانش می گفت از مهمونی خوشش نمیاد و برای درس و کنکور مجبوره خونه بمونه.وقتی کنکورشو داد دیگه کم کم توی مهمونی ها پیداش شد.منم وقتی قشنگ نگاش کردم و رفتار هاش رو دیدم دیگه عاشقش شدم.الان 2 ساله عاشقشم.به معنای واقعی یهنی کل روز ها رو منتظر هستم تا توی مهمونی ببینمش.بعضی وقتها از این که برای من نیست می شینم گریه می کنم.هنوز بهش مستقیم نگفتم اما خیلی باهاش خوب رفتار کردم تا شاید اون هم جذب من بشه.ولی اون خیلی ادم مرموزی هست.توی مهمونی ها تا ازش سوال نکنن توی بحث شرکت نمی کنه.حتی وقتی بین همسال ها هستیم هم خیلی حرف نمی زنه اما با من نسبت به بقیه خیلی بهتره و راحتره.من همه جوره سعی کردم خودمو بهش نزدیک کنم اون نه منو پس میزنه و نه ابراز علاقه می کنه.گفتم شاید ب یکی دیگه می پره یکبار که گوشیش روی میز اتاق من بود رفتم برش داشتم و پیاماشو خوندم اما هیچی به هیچی بعد رفتم شمارهاشو نگاه کردم اگه خیلی مخاطب داشت 15 تا بود اونم نصفش معلماش بودن و چیز مشکوکی ندیدم.(گوشیش از این نوکیا ساده ها هست میگه فضای مجازی ادمو از زندگی میندازه).چند بار پیش اومده که هب صورت مستقیم ازم تعریف کنه.مثلا همون موقع بعد دوسال دیدمش وقتی باهاش حرف میزنم با تعجب بهم نگاه کرد و گفت چقدر خوشگل شدی.یا اینکه توی جمع فامیل های همسن تنها کسی که باهاش خودش سر صحبت رو باز می کنه من هستم.الان من باید چیکار کنم به هیچ وجه نمی تونم بیخیالش بشم.نمی دونم دوسم داره یا نداره.اگه خودم بخوام پا پیش بزارم چی بهش بگم که ضایع نباشه.یکی به شوخی می گفت که اینقدر سرش تو کتاب بوده این چیزار حالیش نمیشه نمی فهمه داری بهش اجازه میدی بهت نزدیک بشه برای همین چیزی نمی گه.اصلا هم خودشو نمی گیره و دلیل اینکه چیزی نمی گه غرور نیست.خیلی ساده و بی ریا هستش.
من خودم 18 سالمه.
3 پاسخ
پاسخ داده شده 1 روز قبل توسط بی نام. حرفه ای (200 امتیاز)
سلام عزیزم من مشاور نیستم ولی وقتی که مجرد بودم همین اتفاق تو افتاد واسم وداستان تو متو یاد خودم انداخت بهتره بهش نگی بعضی پسرها وقتی بفهمن دوستشون داری بهت کم محلی میکنن ودیگه رابطشون باهت مثل قبل نمیشه سعی کن عشقش تو قلبت باشه فقط،من بهش گفتم الانم پشیمون نیستم که گفتم ولی وقتی گفتم ارتباطش سردتر شد وکلا دیگه مثل قبل نشد اما الان خداروشکر از زندگی که دارم راضیم ولی وقتی یادش میفتم با خودم میگم کاش نمیگفتم الانم شاید اون دوستت داشته باشه منتظر فرصت باشه که بهت بگه بزار اون پیش قدم بشه بعد اگر نگفت هم تو خیلی غیر مستقیم با رفتارت بهش بفهمون برات ارزو میکنم که بهش برسی اگر واقعا لیاقتتو داره
دارای دیدگاه 1 روز قبل توسط بی نام
خیلی ممنون
ادم مغروری نیست و خیلی ساده هست.اما کاش به قول شما خودش زودتر پیش قدم بشه.ممنون از راهنماییتون
پاسخ داده شده 1 روز قبل توسط ravanshenas حرفه ای (32,360 امتیاز)
سلام به شما دوست عزیز

ببین عزیزم تجربه این احساسات در این شدت در سن شما یک تجربه طبیعی می باشد و قرار نیست حتما به احساساتی که تجربه می کنید در واقعیت نیز پاسخی بدهید مخصوصا اینکه شما در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن توجه به جنس مخالف بیشتر می شود و شما در اوج نوجوانی یعنی 16 سالگی بدون دیدن فرد مقابل برای مدت طولانی با خیالپردازی های خودتان و شنیده هایتان برای خودتان یک تصویر ایجاد کرده اید و با او همراه شده اید و با این شرایط وابستگی یک امر طبیعی می باشد .

بهتر است در کنار احترامی که برای احساسات خود قائل هستید دقت کنید که در این سن وارد شدن به یک ارتباط عاطفی می تواند برای هردوی شما با کاهش تمرکز زیاد همراه باشد و اینکه این آقا به میزان لازم شما را می شناسد و اگر تمایل و شرایط یک رابطه را داشت می توانست در این مورد با شما صحبت کند در کنار اینکه شما نمی توانید توقع داشته باشید ایشان در زمان فعلی برای چند سال آینده و ازدواج به شما قولی بدهند چون جز در خیالات نمی توان ثباتی در مورد این موضوع  برای آینده داشت .

پس بهتر است عزیزم سعی کنی برای احساسات خودت احترام قائل باشی در کنار اینکه به روابط خودت ادامه بدهی و به خودت و فرد مقابل اجازه بدهی در آینده در شرایط سنی بالاتر و در موقعیتی که کسب هویت کامل برای شما نیز رخ داد  و اجتماعات بزرگ تر را تجربه کردی و ایشان نیز شرایط یک رابطه را داشتند در آن زمان اگر این فرد احساسی داشته باشد می تواند به شما بیان کند و شما نیز فرصت دارید تا در موقعیت بهتری اگر بازهم این احساسات وجود داشت آن را بیان کنید و یا کلا در مورد بیان کردن یا نکردن آن تصمیم گیری کنید.
پاسخ داده شده 1 روز قبل توسط اینچانب
اگر تجربه منو بخوایی میگم دنبال عشق نرو بزار عشق تورو پیدا کنه...دست از خیال پردازی بردار و بیخیال باش. بعد ی مدت خودت میفهمی عشقت فقط زاییده ذهن خودت بوده! اگرم اون تورو دوست داشته باشه وقتی بی تفاوتی تو ببینه پا پیش میزاره
به مشاوره آنلاین روانشناسی خوش آمدید، مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و مشاوران مجرب و منتخب کانون مشاوران.

8,397 سوال

11,121 پاسخ

7,116 دیدگاه

2,984 کاربر

سوالات مشابه
1 پاسخ 24 بازدید
1 پاسخ 13 بازدید
سوال شده 2 روز قبل در دوستی یا نامزدی توسط بی نام
1 پاسخ 129 بازدید
0 پاسخ 28 بازدید
0 پاسخ 8 بازدید
0 پاسخ 7 بازدید
0 پاسخ 16 بازدید
3 پاسخ 79 بازدید
...