تروخدا یکی ک بلده بگه /اگه مث قبلا بشه دیگه خودمو میکشم

188 بازدید
سوال شده دسامبر 16, 2020 در مشاوره رایگان فردی توسط ی بدبختِ عصبی
ویرایش شده دسامبر 16, 2020
سلام
من دخترهستم13سالمه مامانم هم23سالشه
من قبلا اینجا نوشتم ک مامان دوست پسر داره و.....
جو خونه ما توی2سال افتضا بود
بعدش کرونا اومد و مامانم ک ارایشگره دیگه ارایشگا نرفت و همچنان جو خونه ما مث صحنه جنگ بود تا عید ک پایتخت گذاشت و ما هرشب جلو تلوزیون میخندیدیم و کلا تا امروز ب ظاهر زندگی خوب بوده
ولی
الان کم کم واکسن کرونا میاد
مامانم میخواد بره مث قبلا ارایشگاه (خودمم قبول دارم استعداد خوبی داره و کارش خوبه... نمیگم مامانم بشینه ت خونه. لیسانس روانشناسی داره... )
ولی این ارایشگاهه ک میخواد بره به حضرت عباس اگه رفت من خودمو میکشم
بابامامانم چون دیگع رابطه شون زیاد صمیمانه نیست بابام کاریش نداره فقط درمورد رقابت باهاش حرف میزنه
شما نمیدونین این ارایشگاه چجوریه
ی جو خرابی داره ک فقط خدا میدونه
زنا میشنن دورهم مشروب میخورن و قلیون و سیگار میکشن...
منم خو مامانم رو میشناسم
سریع ادما روش تاثیر میزارن. اگه اینطوری نبود الان دوست پسر نداشت
من که تا تهش رو نمیدونم... شاید مواد هم بکشن
بخدا اگه اینطور شد من دست از همه هدف هام ک عاشقشونم برمیدارم و خودمو میکشم
مامان من ی دوست پسر داشت که جو خونه رو مث جهنم کرد. اگه اینجوری باشه من یک لحضه هم صبر نمیکنم و خودمو میکشم
من با چشمای خودم دیدم اون مرد بی غیرت به مامانم پیام داده بود نوشته بود من تورو میپرستم
خودم شنیدم وقتی مامانم یواشکی باهاش با تلفن حرف میزد
و پیامی ک باهم قرار گذاشتن هم دیدم
و اون موقع هم من 11سالم بیشتر نبود

شاید باور نکنین ولی خانواده ما جوریه ک وقتی میگن فلانی سیگاریه واکنش همه ی جوریه ک انگار طرف معتاده

اصن همین خانواده مامانم اینا مذهبی هستن. من واقعا نمیدونم
بعضی وقتا فک میکنم این همون مامان مهربون قبلن من نیست...
من بخواطر همین کلاس شیشم درسم ی دفعه افت شدید پیدا کرد
من حتا داشتم برا تیزهوشان هم میخوندم ولی تقریبا افسرده شدم و کلا درس نخوندم و رتبه امتحانمم61/512شد و قبول نشدم
الانم اگه مامانم معتاد شد سیگاری شد مشروبی شد... من دیگه طاقت ندارم هرچی اون2سال صبوری کردم و تا الان فک کردم همه چی درست شده دوباره همه چی خراب شد

من باورم نمیشه همچین زندگی ای دارم
من تا کلاس4ام کل زندگیم فقط شادی بود بغیر از7سالگیم ک عموم فوت کرد و مامانم بارداربود استراحت مطلق  شد و همیشه حالش بد بود...ولی یهو کلاس پنجم همه زندگیم خراب شد
هبچکسو ندارم ک باهاش حرف بزنم و راهنمایی م کنه

من ی دوست مجازی دارم ک همجنس خودمه و اهل کاشانه و کلا خانواده مارو نمیشناسه بنظرتون با اون صحبت کنم؟؟؟
اصلا چیکارکنم که مامانم نره ت اون ارایشگاهه؟؟؟بخدا اگه رفت تمام زندگی خودمو برادرم بدبختی میشه
نمیتونم باور کنم این اتفاق ها رو
2 پاسخ
پاسخ داده شده دسامبر 16, 2020 توسط ravanshenasesite حرفه ای (86,900 امتیاز)
سلام به شما دوست عزیز

احساسات و نگرانی هایی که داری قابل احترام هست اما دقت کن که پدر و مادر شما افراد بالغی هستند که می توانند برای زندگی خود تصمیم گیری کنند و در این مسیر بهتر است در احترام به آنها شما وارد مسائل خصوصی آنها نشوید و سعی کنید که مسیر رشدی خود را طی کنید .

در این مسیر بهتر است در زمان مناسبی بدون حضور دیگران از آگاهی خودت در مورد داشتن دوست پسر و نگرانی هایی که برای بازگشت او به آرایشگاه داری با خودش صحبت کنید و بجای تصمیم گیری برای او تنها احساسات خودت را بیان کنی نیاز است که مادر بداند این شرایط برای شما با چه احساسات و درگیری های فکری همراه هست .

در این مسیر نیاز به خانواده درمانی هست و بهتر است که از مادر بخواهید که شرایط مراجعه شما را به روانشناس ایجاد کنند و در این مسیر می توانید با کمک روانشناس روند خانواده درمانی را تجربه کنید و در این مسیر با پدر و مادرتان نیز صحبت می شود و مشکلات آنها نیز بررسی می شود.
دارای دیدگاه دسامبر 16, 2020 توسط ی بدبخت
ببینید مامان من اصصصصصلا ب حرفم گوش نمیده
پارسال خواستم بهش بگم ک میدونم دوست پسر داری ولی هم خودم بغضم گرفت هم اون مث سگ باهام رفتار کرد و خفت بهم داد
بعدشم شما واقعا میگی من دخالت نکنم؟؟؟یعنی بزارم مامانم مشروبی بشه... معتاد بشه.... ؟؟؟؟واقعا میگین ب من ربطی نداره؟؟؟میدونین من و برادر بدبختم این وسط چققفققدر اسیب میبینیم؟؟؟اصلا اگ اینجور بشه خیییلی احتمال داره ک طلاق بگیرن مامان و بابام
بابا یبار من میام ت این سایت یکی ی جواب درستی بهم بده ک بدونم برم چه گوهی بخورم من دیگه واقعا اعصاب ندارم الانم کلاس مجازی داذم ولی اصلا حالشو ندارم برم حضوری بزنم
پاسخ داده شده دسامبر 17, 2020 توسط ahrj1382 حرفه ای (7,700 امتیاز)
سلام

کاملا واضحه که فشار خیلی زیادی روت هست.اما اگر بخوای کل وقتتو به رفتار های اشتباه مادرت فکر بکنی و بابتشون غصه بخوری وقتی برای اینکه خودتو بسازی نمی مونه.اگه بخوای به خاطر این قضیه بیخیال خودت بشی در آینده تبدیل میشی به یه آدم بی خاصیت و قطعا دچار بیماری های روانی هم میشی.میشی کسی که کار اشتباهی نکرده اما بیشترین آسیب رو دیده.

عادلانه نیست که بخوای به خاطر اشتباهات بقیه خودکشی کنی و فرصت زندگی رو از خودت بگیری.تو هنوز خیلی از کارها رو انجام ندادی،خیلی از حس ها رو تجربه نکردی و کلی باید از زندگی لذت ببری.

به جای اینکه بیخیال اهدافت بشی با تمام توانت برای رسیدن بهشون تلاش کن که اگر خداییی نکرده دوباره جو خونتون بد شد بتونی هر چه زودتر مستقل بشی و خودتو نجات بدی.تو فقط 5 سال مونده تا 18 سالت بشه.بعد از 18 سالگی می تونی اونطوری که لایقش هستی زندگی بکنی و اصلا ارزش نداره که به خاطر این 5 سال خودتو از بقیه زندگی محروم بکنی.

تنها کاری که از دست تو بر میاد اینه که با مادرت حرف بزنی اما اگه از بهت گوش نکرد باید از ذهنت بیرونش بکنی.نمی تونی کلا بیخیالش بشی اما باید فکر کردن بهش رو به حداقل برسونی.

از الان برای زمانی که واکسن بیاد غصه نخور.معلوم نیست که کی این واکسن رو میسازن و کی به دست ما میرسه.شاید چند سال طول کشید.فعلا از دور هم بودنتون لذت ببر وقت برای غصه خوردن زیاده.

انشالله مشکلت حل بشه.
به مشاوره آنلاین روانشناسی خوش آمدید، مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و مشاوران مجرب و منتخب کانون مشاوران.

14,462 سوال

21,838 پاسخ

19,362 دیدگاه

2,070 کاربر

سوالات مشابه
2 پاسخ 301 بازدید
2 پاسخ 169 بازدید
1 پاسخ 14 بازدید
سوال شده سپتامبر 28, 2021 در مشاوره رایگان فردی توسط علیرضا
...