دلم گرفته...

93 بازدید
سوال شده 5 روز قبل در مشاوره رایگان فردی توسط بی نام
سلام،من واقعن خیلی دلم گرفته...کاش یه نفر این غبارروبی دلم روبرمیداشت...خستم،کاشکی بمیرم
2 پاسخ
پاسخ داده شده 5 روز قبل توسط حسین
سلام

برای چی دلتون گرفته ؟

میشه بیشتر توضیح دهید
دارای دیدگاه 4 روز قبل توسط بی نام
از زندگی خسته شدم،ازدوروبرم خستم دلم یه امیدمیخاد بخوام توضیح بیشتربدم بازم همینا میگم...کم آوردم کم...دل شکسته خیلی وقته که شکسته
پاسخ داده شده 4 روز قبل توسط Dr. Mind
سلام کتابای انگیزشی بخونید هیچ احساس منفی وجود نداره این احساس شما به خاطر نبودن شادی هست نبودن شادی هم فقط به انتخاب شما بستگی داره اگه شاد نیستید کسی مانع شاد بودنتون نیست بلکه این شما هستید که اجازه ورود افکار مثبت و امیدوارانه رو به ذهن خودتون نمیدید و درنتیجه اجازه وجود احساسات خوب و شادی رو هم به خودتون نمیدید به عبارت دیگه احساس منفی شما نتیجه افکار منفی شماست تایمی رو به تمرکز به چیزهای مثبت و تحسین کردن از وجوه مثبت خود بپردازید و سعی کنید با جایگزین کردن افکار منفی به مثبت و پیدا کردن خود واقعیتون به شادی برسید میتونید با تمرین اینکه هر روز لیستی از چیزهایی که در خودتون یا زندگیتون تحسین میکنید و دوسشون دارید بنویسید و بارها اون هارو بخونید یا تایمی رو به فکر کردن به چیزهای مثبت اختصاص بدید و سعی کنید با عمق وجود اون هارو باور کنید تا به احساس خوبی برسید یادتون باشه خوب نبودن حال شما انتخاب شماست شما میتونید انتخاب کنید که حالتون خوب باشه و هیچکس باعث و بانی این اتفاق نیست موفق باشبد
دارای دیدگاه 3 روز قبل توسط بی نام
باور کنید خیلی دوستدارم مثبت فکرکنم یااینکه به چیزهای خوب فکرکنم ولی متاسفانه اون حسی که قبلن هم گفتم به یک نحوی جلومن رومیگیره ومدام درذهن من تکرارمیشه که این یک جورگول زدنه خودمه وقرارنیست اتفاق خوبی برای من بیفته وحس خیلی بدتری که دارم اینه که من بیستو هفت سالمه وخیییییلی زیادی حس پیری دارم وحس میکنم زمانی ندارم که بخوام کارهای مورد علاقه م روانجام بدم بزرگترین نگرانی که دارم هم شاید همین باشه مسأله سنم باشه اصلن من ازسن بیستو دو یاچهارپنج هم حس پیری داشتم و میتونم بگم بخاطراطرافیانم بوده والانکه دیگه کلن میترسم نتونم به چیزایی که میخام برسم وکلن ناامیدم ازهمه لحاظ میتونید درک کنید که چطورمیگم..این مسأله هم درسته من واقعن خودم رو گم کردم خیلی وقته نمیدونم اصلن کجای زندگیم هستم...
دارای دیدگاه 3 روز قبل توسط Dr. mind
اینکه شما میگید چند ساله حس پیری میکنید باید دلیلی داشته باشه و اینکه چرا فکر میکنید به خاطر اطرافیانتون هست؟یعنی اطرافیانتون ادم های منفی هستند؟ و حس میکنید اونا باعث این حال شدند؟اتفاقا اینجاست که شما دارید خودتون رو گول میزنید چون تنها کسی که نسبت به شما و حال شما مسئوله خود شماعید نه دیگران دیگران به طور موقت شاید بتونند حالتون رو خوب کنند اینرو به این خاطر میگم که شاید فکر کنید اگر اطرافیانتون ادم های شادی بودند شما هم شاد بودید بله ولی به طور موقت...چون حس بدی که داعم احساس میکنید رو شما خودتون باید خوب کنید نه اطرافیانتون. اون ها تا یه حدی میتونن حال شما رو خوب کنند ولی باز که تنها بشید شماعید و کلنجار های ذهنی و احساس ناامیدی که دارید پس با توجه به چیزهایی که گفتم شما فقط میتونید حال خودتون رو خوب کنید.در رابطه با نگرانی هایی که دارید شما هنوز هم کم سن و سال هستید و هیچوقت برای شروع دیر نیست میدونم چه احساسی دارید با خود فکر میکنید که دیگر هیچ چیز لذت بخشی در دنیا نیست و شما احتمالا بی هدف افریده شده اید در صورتی که اینطور نیست و انسان موجودی ارزشمند زاده شده باید بگردید و اهدافتون رو پیدا کنید هر چقدر لازمه به خودتون زمان بدید یا چیزهایی که در گذشته براتون حس خوبی به وجود میاورد رو به خاطر بیارید و شروع کنید هر رشته ی هنری ورزشی علمی که دوست دارید در پیش بگیرید الان دیر نیست الان بهترین زمانه برای شما که بعد از این چند سال ناراحتی به خودتون کمی فرصت بدید متوجهید؟ فرصت دادن یعنی اینکه نترسید از اینکه در اینده قراره چه اتفاقی بیوفته یا اینکه دیر شده یا اینکه تایمتون رو از دست دادید یا اینکه دیگه انگیزه ندارید این هارو فراموش کنید و به خودتون فرصت بهترین هارو بدید شما به این دنیا نیومدید چون که بی ارزش هستید یا چون که بی هدف افریده شده اید به دنیا اومدید تا خلق کنید تا بیافرینید تا قدرت انتخاب داشته باشید این ها شاید به نظر شما عجیب به نظر برسه اما باید بدونید که شما اتفاقات بد رو به زندگی خودتون دعوت میکنید چجوری؟ همونطور که گفتم با افکار منفی اگر یاد بگیرید از این قدرتی وجودی خود درست استفاده کنید و جهت افکارتون رو از ناخواسته ها به چیزهایی که میخواهید ببرید میبینید که به احساس خوب میرسید مشکل شما اینجاست که روی چیزهایی که نمیخواهید تمرکز میکنید نمیخام فلان چیز یا فلان کس در زندگی من باشه خوب به جای اون میخواید چه کسانی یا چه چیزهایی رو در زندگی تجربه کنید؟ به اونا فکر کنید و یادتون باشه مثبت فکر کردن باید یک عادت بشه برای شما و به معنای گول زدن خودتون نیست هر حسی که جلوتون میگیره و میگه به چیزهای منفی فکر کن رو ساکت کنید و به جاش اجازه ورود افکار مثبت رو به ذهنتون بدید اینا تمرین هستند هر روز پنج چیز که حس میکنید به شما انرژی مثبت میدن یا دوسشون دارید رو روی کاغذ بنویسید و بارها بخونید و در عین خوندن روی اون ها تمرکز کنید جملاتتون رو اینطوری اغاز کنید من خوشحالم که مثلا سالم هستم...من خوشحالم که.....اون هارو بخونید و بهشون فکر کنید و در ذهنتون تصویر سازی کنید انقدر که به حس خوبی دست پیدا کنید هدف هاتون علاقه هاتون رو پیدا کنید و ازین کار نترسید همیشه شروع سخته اما به خودتون فرصت بدید اگر میخواید ازین حال دربیاد باید توجه کنید به حرفام وگرنه تا وقتی که به منفی گرایی تمایل داشته باشید فقط عمر خود را هدر میدید و هیچ نتیجه ای نمیگیرید به خاطر داشته باشید تغییر کردن هیچوقت اسون نیست اما اگر فکر میکنید ارزشش رو نداره؟ خوب پس ادامه بدید به منفی فکر کردن اما اگه ارزشش رو داره پس اقدام کنید
دارای دیدگاه 2 روز قبل توسط بی نام
ممنونم از راهنمایی هاتون من میخام ازفرداشروع کنم و به حرفاتون گوش بدم..امیدوارم بتونم خودم رو تغییر بدم چون فکرمی‌کنم کارسختی باشه چون من کلن آدم منفی هستم وشایدباورتون نشه به تمام چیزهای منفی که فکرمی‌کنم واسم اتفاق میفته واقعن میگم...میخام احساساتم رویادداشت کنم چه خوب وچه بد وبدهاروکناربزارم روی خوب هاتمرکزکنم..سعی خودم میکنم که بتونم بهتربشم،،من مشکلات زیادی روپشت سرگذاشتم الان که بیستوشش سالمه و نزدیک دوماه دیگه بیست‌وهفت ساله میشم تا الان خیلی سختی کشیدم وهمیشه حس میکنم یه بارخییییلی بزرگ روی قلبمه که همیشه سنگینی میکنه...امیدوارم خدا کمکم کنه دستم بگیره
دارای دیدگاه 2 روز قبل توسط بی نام
بازهم مچکرم ازشما....
دارای دیدگاه 2 روز قبل توسط Dr. mind
چرا کاملا باورم میشه چون همونطور که گفتم افکار قدرت بسیار زیادی دارند و تمرکز مداوم شما روی اون ها باعث میشه به واقعیت تبدیل بشوند برای همین من تاکید بسیار زیادی بر مثبت فکر کردن دارم چون منم مشتاقم که شما بتونید به احساس خوب برسید و اتفاقات خوب رو تجربه کنید بنویسید اتفاقات بد رو بنویسید و روی اون ها خط بکشید و تصور کنید از ذهنتون به کلی خط خوردند و باهاشون خداحافظی کنید و اتفاقات خوب رو بنویسید و بارها بخونیدشون و روی اون ها تمرکز کنید تا باز هم اتفاق بیفتند همین که تصمیم گرفتید افکار خود را کنترل کنید بسیار اتفاق خوبیست مدتی این کار را انجام بدید و سعی کنید بیشتر بر روی چیزهای مثبت تمرکز کنید و نتیجه را ارائه بدید موفق باشید
به مشاوره آنلاین روانشناسی خوش آمدید، مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و مشاوران مجرب و منتخب کانون مشاوران.

12,075 سوال

18,406 پاسخ

17,478 دیدگاه

2,192 کاربر

سوالات مشابه
5 پاسخ 141 بازدید
4 پاسخ 145 بازدید
2 پاسخ 296 بازدید
1 پاسخ 77 بازدید
2 پاسخ 80 بازدید
1 پاسخ 64 بازدید
2 پاسخ 60 بازدید
2 پاسخ 43 بازدید
سوال شده 6 مارس 2021 در مشاوره تحصیلی توسط بی نام
...