اعتیاد به خیالپردازی

23 بازدید
سوال شده 4 روز قبل در مشاوره رایگان فردی توسط ملودی
سلام‌. ممنون که کمکم میکنین.
من از بچگی آدم به شدت خیالپردازی بودم؛
یعنی عملاً توی فانتزی زندگی میکردم و از واقعیت زندگی خودم و هر چیزی که توی محیط اطرافم میدیدم گریزون بودم.
قبلا‌ً که بچه بودم قاعدتاً خیالپردازی‌هام هم ساده‌تر بودن ولی الان که هیجده سالمه و این قضیه واسم تبدیل به یه جور اعتیاد شدید شده، خیالپردازی‌هام خیلی خیلی پیچیده‌تر و دقیق‌تر شدن.
البته من اقتضائات سنیمو درک میکنم؛
مثل هر دختر نوجوون دیگه‌ای تخیلات و تصورات جنسی دارم.
ولی تفاوت این با خیالپردازی‌های معمولی رو کاملاً میتونم متوجه بشم.
یه سری شخصیت‌های خیالی دارم و جزئیات زیادی رو میتونم راجب خودشون و زندگیشون و روابطشون تصور کنم.
اکثر اوقات خودم هیچ نقشی تو خیالپردازیام ندارم و فقط اون شخصیت‌های خودساخته رو مثل یه منظره طبیعی تماشا میکنم.
قبلاً این قضیه بهم کمک میکرد که از واقعیتی که دوست نداشتم کنده بشم،
ولی الان که بالغ‌تر شدم، کنترل بیشتری رو زندگیم دارم و دوست دارم توی واقعیت حضور داشته باشم، این خیالپردازی تبدیل به یه جور اعتیاد شده و نادیده گرفتنش خیلی برام مشکله.
واقعاً خسته شدم. خیلی ممنون میشم اگه راهنماییم کنین♡
2 پاسخ
پاسخ داده شده 4 روز قبل توسط ravanshenasesite حرفه ای (41,740 امتیاز)
سلام به شما ملودی جان

ببین عزیزم خیالپردزای در دنیای کودکانه و نوجوانی یک فرایند کاملا طبیعی می باشد اما در این مسیر نیاز است که شما شما به دنیای واقعی اطراف توجه کنید .

دنیای خیالی در زمان کودکی و نوجوانی نوعی مکانیزم دفاعی هست که کمک می کند فرد در زمان هایی که با ناکامی مواجهه می شود در دنیای درونی خود سعی می کند که آنگونه که می خواهد احساسات خود را با خیالپردازی بازسازی کند .

اما در این مسیر اگر شما واقعیت دنیای بیرونی را نادیده بگیرید این باعث می شود که با مشکلات زیادی روبرو شوید چون تجربه این ناکامی ها در دنیای واقعی یک امر طبیعی می باشد اما در دنیای خیالی هر چیزی شدنی و هر اتفاقی قابل رخ داد و در کنترل شما می باشد در صورتی که در دنیای بیرونی این اتفاق غیر ممکن می باشد .

بهتر است در احترام به احساسات و دنیای خیالی خود سعی کنید که برای زندگی روزانه خود براساس واقعیت های زندگیتان برنامه ریزی داشته باشید تا بتوانید در این مسیر نتیجه گیری بهتری کسب کنید .

در صورت ادامه این شرایط نیاز است که به صورت حضوری برای بررسی شرایطی که دارید به روان درمانگر مراجعه کنید تا بتوانیم در این مسیر به شما کمک کنیم.

اینکه در کودکی و اوایل نوجوانی خیالپردازی بیشتری داشته باشید طبیعی هست با افزایش سن و رشد بیشتر این دنیای خیالی کم رنگ تر می شود و شما با واقعت ها بیشتر روبرو می شوید .
پاسخ داده شده 1 روز قبل توسط شاید بهرام حرفه ای (320 امتیاز)
سلام ملودی

منم درد تو رو دارم اما از وقتی شناختمش دارم کم کم بهش چیره میشم و اتفاقا تقریبا  همسن هستیم. و من ساعت ها در دنیای خیالی درون غرق میشدم و دیگه دلم نمیخواست به دنیای بیرون بیام.

خودمم از این وضعیت خسته شده بودم .چونکه برام شده بود فاااااجعه ، چونکه دیگه هییییچ تمایلی به درک مسائل دنیای بیرون نداشتم / البته دقیق تر بگم اینه که اونقدر قدرت روانم کم شده بود که واقعیتا و چیزای جدی رو نمیتونستم دیگه درک کنم ، و صد درصد تو هم متوجه این شدی که چقدر قدرت و توان روانی ادم رو تحت تاثیر قرار میده و کم میکنه و در نتیجه ادم دیگه نمیتونه بر اتفاقات و برنامه های جدی زندگیش تمرکز داشته باشه.


اما من اینو به تازگیا متوجه شدم و با استفاده از همین دارم بهش چیره میشم یا دقیقتر بگم وجود واقعیم داره دوباره زنده میشه و به جهان باز میگرده و اونا این بود : من متوجه شدم پس از اینکه در دنیای بیرون شرایط روانی سخت شد طی یک مکانیسم طبیعی و عادی کشیده شدم به دنیای درون/ و همچنین وقتی اطرافیانم به من احساس بی ارزشی القا کردن و منو تحقیر کردن و وجود من رو زیر سوال بردند ، ذهن و روانم اونارو پس زد و طی یک مکانیسمی که فکر کنم عادی اما تبدیل به فاجعه شد من رو به دنیای درون وارد کرد و اطرافیانی در دنیای درونم ساخته شد که مث بیرونیا نادان نبودند ، ((-که البته به دلایلی که در بالا گفتم اینا به فاجعه ای بزرگ تبدیل شد بگونه ای زندگی بیرونی و حقیقیم رو ش دیگه مسلط نبودم و بیشتر مورد هجوم و حمله قرار گرفته بود و درکل اون زندگی درونی و خیالی زندگی بیرونم رو اسیر کرد،  بود-))

و دیدم تنها راه نجات از این فاجعه ، رنگ و لعاب دادن بیشتر به زندگی بیرونع و همزمان کارکردن روی حقیقت های وجودی خودم و تعیین هدف های جذاب و بگونه ای سرم رو گرم کنم که دیگه دنیای درون در اولویت نباشه

و این نیست که یک شبه بتونی همه ی وجودت رو به دنیای حقیقی برگردونی بلکه چندین روز زمان میبره
و شماهم بیا مثل من اول تعیین کن طی یک روزعادی چه وقتها و ساعت هایی و هر بار چند دقیقه یا چند ساعت غرق دنیای خیالی میشی // پس از اون بیا و ذره ذره اینا رو کم کن و بینشون هی وقفه ایجاد کن مثلا توی اوج خیال یه دفعه گوشیت بردار و به دوستت پیام بده و از دنیای واقعی و جذابیتاش و هدفها تون پیام بده یا حرف بزنید باهم و باز وقتی به اجبار روانت به دنیای خیال برگشتی هی بینش به جایگاه حقیقیت در دنیای بیرون فکرن و اینکه دنیای بیرون رو اگر از دست بدی به اون هدفهات نمیرسی و همزمان مثلا اگر امروز از ساعت هشت تا نه پنجاه دقیقه غرق در خیال شدی فردا بیا این پنجاه دقیقه رو بکن چهل و پنج دقیقه و بینش با راهکارهایی که گفتم از جذابیتاش کم کن و هی تمرکز خودت رو به هم بزن (((یعنی نذار به هیچ عنوان قوه ی خیالت ارضا بشه و با نا رضایتی از دنیای خیالی بیا بیرون و به جایی میرسه که دگه ذهن و روانت دنیای درون رو پس میزنه و البته مواظب باش که دنیای جدیدتری رو نسازی)))
دارای دیدگاه 1 روز قبل توسط ملودی
خیلی ازت ممنونم دوست من. حتما به توصیه‌هات و چیزایی که گفتی فکر میکنم. و این که، باعث شدی من به یه نکته جالب راجب خیالپردازی‌هام پی ببرم که قبلاً متوجه‌ش نشده بودم؛ اون هم اینه که من یا شاید هم هر کس دیگه‌ای که اعتیاد به خیالپردازی داره، دنیای درونیِ خودساخته‌ش دقیقاً همون ویژگی‌هایی رو پیدا میکنه که توی دنیای بیرونش وجود نداشتن‌. راجب کمبود‌هاست. دست کم بهشون مرتبطه. یه جورایی طرف سعی میکنه با این روش اون خلا و فقدان رو پر کنه‌. مثلاً من که از بچگی همیشه نسبت به ظاهرم اعتماد به نفس کمی داشتم، و همینطور روابط خونوادگی سست و از هم گسسته، و هیچوقت واقعاً مورد تشویق قرار نگرفتم یا عشق بی‌قید و شرط از مامان و بابام دریافت نکردم، وقت زیادی رو صرف تصور ایده‌آل‌های خودم راجب خونواده و ارتباط و عشق و فداکاری و انسان‌های خیلی زیبا با شکل و شمایل مخصوص کردم!
به نظرم همه اینا خیلی جالب اومد.
بازم ممنون که باعث شدی یه قدم به سمت خودآگاهی بیشتر بردارم.
راجب این که گفتی اطرافیانت بهت احساس بی‌ارزشی دادن، خیلی متاسف شدم. هم برای تو، هم برای خودم. چون فکر کنم دقیقاً تو یه موقعیت مشابه قرار داریم :)
ولی میخوام بدونی که تو برای همین دنیا و برای همین زندگی با کالبد انسانیت به دنیا اومدی و نتیجتاً تو کافی هستی! حتی خیلی بیشتر از اونقدری که کفایت میکرد، هستی! تو یه موجود هوشمند با طیف وسیعی از استعدادها و قابلیت‌ها و توانمندی‌ها هستی. لزوماً همه ما به دنیا نمیایم که به انتظارات عموماً غیرواقع بینانه بقیه جواب بدیم و به تصور اونا، تبدیل به آدم‌های خاصی بشیم! :) هیچ ایرادی نداره اگه خودت باشی‌. همه ما همین که زنده‌ایم شایسته توجه و عشقیم. این که سعی میکنی خودت رو از قبل بهتر کنی و با وجود فشارهای محیطیت نسبت به خودت احساس مسئولیت داری و زیر بار پیام‌های منفی و مخرب بقیه تسلیم نشدی، خیلی جای تشویق و احترام داره. تو باهوشی. توی همین مسیر ارتقای خودت حرکت کن و به بهترین خودت تبدیل شو.
دارای دیدگاه 1 روز قبل توسط شاید بهرام حرفه ای (320 امتیاز)
ملودی گرامی ، قابل شمارو نداشت

اگر بخوای و تصمیمت قطعی باشه که با تمام وجودت به دنیای حقیقی برگردی و دنیای حقیقیت رو زنده کنی و برای زندگی حقیقی زیباتر کنی ، میتونم بیشتر کمکت کنم // چونکه خداراشکر با خودشناسی و.... چیزایی درست و حسابی از این موارد دستگیرم شد⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
به مشاوره آنلاین روانشناسی خوش آمدید، مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و مشاوران مجرب و منتخب کانون مشاوران.

12,427 سوال

18,944 پاسخ

17,836 دیدگاه

2,162 کاربر

سوالات مشابه
1 پاسخ 59 بازدید
سوال شده مارس 26, 2019 در مشاوره رایگان فردی توسط بی نام
1 پاسخ 789 بازدید
سوال شده فوریه 29, 2020 در مشاوره رایگان فردی توسط بی نام
1 پاسخ 1,169 بازدید
سوال شده ژان 27, 2019 در مشاوره رایگان فردی توسط بی نام
3 پاسخ 1,864 بازدید
0 پاسخ 22 بازدید
3 پاسخ 67 بازدید
سوال شده 6 فوریه 2021 در اعتیاد و درمان ها توسط Gandom ممتاز (120 امتیاز)
2 پاسخ 115 بازدید
سوال شده اکتبر 11, 2020 در اعتیاد و درمان ها توسط محمد
1 پاسخ 17 بازدید
...