كودك آزاري شدم

57 بازدید
سوال شده 13 ژان 2019 در اعتیاد و درمان ها توسط leila ممتاز (140 امتیاز)
سلام

من الان ٢٧ سال دارم ازدواج كردم در كودكي توسط شخصي آزار جنسي شدم به تكرار اون شخص از فاميل ها بود سنش بالا بود اولا نميفهميدم اين مسله يعني چي و بهم ميگفت به كسي نگو و منم نميكفتم ميترسيدم از خانواده ازش ميپرسيدم چرا اين جوري ميكني ميگفت كسي رو كه آدم دوست داره اين جوري ميكنه خيلي بچه بودم مثلا ٦ سالگيم يادمه ولي قبل اون نميدونم اذيت ميكرد يا نه يه يار كه سنم رفت بالا يه كم ميفهميدم نزاشتم اون كارو باهام يكنه چند بار خواستم به مامانم بگم به خواهرم بگم نميتونستم كه بالاخره يه بار كه انجام داد قسمش دادم كه به جون دخترت ديگه بهم دست بزني ميگم به همه ١٢ سال داشتم از اون موقع ديگه كاري نداشت قضيه رو سعي كردم فراموش كنم ولي هميشه يه گوشه اي از قلبم دهنم سنگيني ميكنه و اينكه من ازدواج كردم پرده بكارتم دكتر گفت ارتجاعيه نميدونم اون موقع اسيب ديده يا كلا مدلشه نميدونم چون تا يادمه كاملا آزار نميداد خيلي سطحي بود ولي يه هر حال من اذيت ميشدم الان كه اون همه سال ميگذره هميشه يه بغضي دارم يادم مي افته غمگين ميشم اون شخصم يه مدت تو دلم بخشيدم ولي الان نميتونم ببخشمش  يه جا تو فيلم ديدم كه ميگفت بچه ها اسيب كودكيشونو تو ذهنشون ترميم ميكنن خودشون و از اون موقع حالم بدتر تا الان با هيچ كس اصلا حرف نزدم اولين بارمه اينجا بازگو ميكنم  الان خوشبختم با همسرم ولي هميشه ميترسم بچه اي باهاش تنها باشه به همسرمم شك ميكنم نكنه اذيت كنه بچه ي كسي رو كه مياد خونمون خودم بچه ندارم هميشه در حال ترسم مثلا تو آسانسور بچه اي رو ميبينم وايميستم بره خونش تنها نميزارم اگه به مردم باشه يا دختر بچه اي هميشه تو پاركينك بازي ميكنه هميشه مراقبشم نكنه مرداي همسايه نگهباني اذيتش كنن دام ميخاد اون قسمت از ذهنم پاك شه فراموش كنم ولي نميشه هر جا از خرف از تجاوز كودك آزاري ميشه ميرم حموم يا جايي تنهايي گريه ميكنم كاش يك درماني باشه كه فراموش كنم هميشه ميترسم يه روز نتونم تحمل كنم و خودكشي كنم همسرمو خيلي درست دارم حتي شك ميكنم نكنه تو بچگي اونم اذيت كردن ببخشيد طولاني شد اميدوارم كمكي بكنيد ممنون ازتون
3 پاسخ
پاسخ داده شده 13 ژان 2019 توسط دکتر روانشناس حرفه ای (91,960 امتیاز)
ویرایش شده 16 مارس 2019 توسط دکتر روانشناس
با سلام
دوست عزیز
ببینید کاملا حق دارید که ذهن مشوش و درگیری داشته باشید و خب مدام در ذهنتون این مساله باشه که چرا  این مساله اتفاق افتاد و اصلا چرا  نتوا نستید بازگو و مطرح کنید و خب این رو درک می کنم منتهی چون ایشون فامیل شما هستند گفتنش جز دردسر چیزی نداره ولی به هر حال شما اسیب دیدیدو باید حتما مراجعه داشته  باشید و تلاش کنید که مساله حل و مدیریت شود
باید در نظر داشته باشید که  وقتی که شما از 6 تا 12 سالگی مورد ازار جنسی این شخص قرار گرفتید این خاطرات هر چند کمرنگ واقعا در زندگی اینده شما موثره  مگر اینکه تحت نظر روانشناس بتونید درت حلش کنید
این شک کردن ها به همسرتون و وقتی فرزندی داشته باشید حالت مراقبت افراطی که از فرزندتون خواهید داشت همه و همه  شرایط را سخت می کند و خب طبیعتا اینها نکاتی است که باید توجه داشته باشید و همه موارد رو در نظر بگیرید
به  هر  صورت  خیلی خوبه که اکنون مطرح کردید ولی اسیب روانی در این موارد بسیار بیشتر از اسیب  حسی  است که ایجاد می شود و اینکه این فرد رو به هر حال باز ممکنه ببینید و اگر مدیریت درستی نداشته  باشید خب طبیعتا در زندگی شما تاثیر منفی به جای  خواهد گذاشت
به هر  حال امیدوارم مساله به زودی حل و مدیریت شود
.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

02122354783
موفق باشید
پاسخ داده شده 13 ژان 2019 توسط zahra.dehghan حرفه ای (60,140 امتیاز)
با سلام خدمت شما دوست عزیز

قابل درک است که شرایط سختی را تحمل کرده اید و این اتفاقات در کودکی آن هم توسط محارم می تواند باعث شکل گیری دیدگاهی در شما شود که می تواند در سبک تربیتیتان و دیدگاهتان در مورد اطرافیان تاثیر گذار باشد و در آینده در سبک تربیتی فرزندتان نیز مشکلاتی ایجاد شود سعی کنید در این مورد به صورت حضوری وارد پروسه مشاوره شوید و این مشکلات را حل کنید . در مورد پرده بکارتتان نیز اگر دکتر تشخیص ارتجاعی داده است خیر نمی تواند بخاطر آسیب آن دوران باشد چون ارتجاعی بودن یک نوع از پرده بکارت است . این شکها به همسرتان و اینگونه مراقبت های افراطی یک نوع زنگ خطر برای مراجعه به روانشناس و برطرف کردن مشکلتان می باشد.

درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
02122354783
شاد باشید
پاسخ داده شده 21 ژان 2019 توسط بی نام

خيلي ميترسم پيش دكتر برم از نبش قبر ميترسم از اينكه دكتر بشناسه منو يا اينكه همسرم متوجه بشه خيلي سخته شرايطم همش ترس دارم بغض دارم از دكتر رفتن خيلي ميترسم اگه كسي بفهمه زندگي زن و بچه اون طرف نابود ميشه پدرم مادرم خواهرام همه نابود ميشن همسرم تركم ميكنه خيلي آشوبم بعد اين همه سال كه خودمو قول زدم الان ديكه فكر ميكنم خيلي سنگين شده نميتونم با خودم حملش كنم خدا لعنت هم نميتونم به اون شخص بكم ميگم شايد توبه كرده ولي زندگيه من رو تو اوج خوشيش نابود كرد خدا از تقصيراتش بگذره خودش ٢ تا دختر داره همش دعا ميكنم دختراش مثل من نباشه خوشبخت بشن ولي من بدبخت كرد 

به مشاوره آنلاین روانشناسی خوش آمدید، مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و مشاوران مجرب و منتخب کانون مشاوران.

4,715 سوال

6,318 پاسخ

1,354 دیدگاه

2,647 کاربر

سوالات مشابه
1 پاسخ 33 بازدید
1 پاسخ 34 بازدید
2 پاسخ 86 بازدید
سوال شده دسامبر 19, 2017 در اعتیاد و درمان ها توسط میلاد
2 پاسخ 519 بازدید
0 پاسخ 8 بازدید
سوال شده 4 روز قبل در روانشناسی کودک و نوجوان توسط بی نام
1 پاسخ 12 بازدید
1 پاسخ 44 بازدید
سوال شده نوامبر 13, 2018 در روانشناسی کودک و نوجوان توسط بی نام
1 پاسخ 31 بازدید
0 پاسخ 18 بازدید
سوال شده 20 سپتامبر 2019 در مشاوره مذهبی توسط کوثر
2 پاسخ 27 بازدید
سوال شده 19 اوت 2019 در مشاوره خانواده آنلاین توسط بی نام
...