مشاوره تلفنی حضوری آنلاین
۰۲۱-۲۲۲۴۷۱۰۰
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

سلام ۱۳سالمه کمکم کنید

327 بازدید
سوال شده Mar 23, 2022 در مشاوره رایگان فردی توسط Zahra 1388 ممتاز (120 امتیاز)
نمایش از نو Mar 23, 2022 توسط Zahra 1388
باسلام
اسم من زهراس و ۱۳سالمه
اسم پسرداییم امیره و ۱۴سالشه
ماجرا اینه که:)  
من وقتی ۷سالم بود عاشق شدم
الان شما میگید بخاطر سنمه! خیر! اینطورنیست! عشق من واقعیه!
وقتی ۷سالم بود فهمیدم عاشق شدم، پسرداییمو خیلی دوست داشتم، باهام خیلی مهربون بود، همه اسباب بازیاشو به من میداد، باهام خیلی اروم و شمرده و مهربون حرف میزد، کم کم داشت دوماه میشد که ندیده بودمش، یعنی به وضعی دلتنگش بودم که نگم براتون، بزور مامانمو بردم خونه داییم اینا، دیگه کم کم داشت ۹سالم میشدو باحسرت با امیر بازی میکردم، چون تو خانواده ما عیبه یه دختر که به سن تکلیف رسید با پسرا باشه
۹سالم شد یه روز امیر دستشو دراز کرد که باهام دست بده و سلام کنه، ولی من دست ندادم، از لجم باهاش حرف هم نزدم. دیگه هروقت میرفتیم خونشون بااینکه دلتنگ مهربونیاش بودم باهاش حرف نمیزدم، دیگه گذشت و کرونا اومد و ماهیچوقت نرفتیم خونشون.
دیگه طاقت نیوردم تابستون ۱۴٠٠ شمارشو گیر اوردم رفتم تو وات بهش پیام دادم که عاشقت شدم! ولی اون با بی رحمی تمام گف دخترعمه حالت خوبه؟ این چرت و پرتا چیه میگی! برو یه لیوان اب بخور.
دلم شکست بااین حرفاش. افسردگی گرفتم. با خواهرم رفتیم پیش روانشناس برای افسردگیم. هرکاری کرد خوب نشدم. که. نشدم!
امسال برای دیدو بازدید ۱۴٠۱رفتیم خونشون. خیلی بزرگ شده بود خیلی. نتونستم نگاش کنم خجالت میکشیدم.
امیر اومد جلوی همه بشقاب گذاشت حتی خواهرم که پیشم بود. ولی جلوی من نذاشت.! حتی بااینکه یه بشقاب تو دستش بود..!
ناراحت شدم ولی کمی بعد جلوی منم گذاشت. به همه قنادی تعارف کرد به من که رسید من استرس گرفتم همه جام یخ زد قلبم تند تند میزد. به سختی بر داشتم و گذاشتم رو بشقاب. به زور ماسکمو کشیدم پایین و قنادی خوردم. دهنم قورت نمیداد.وقتی میخواستیم بریم خونمون داشتم جلو اینه شالمو درست میکردم که دیدم امیر از اونور داره نگام میکنه. چشمم به چشمش خورد. خیلی خیلی خیلی خیلی خجالت کشیدم. اومدم اینور.
شبش امیرو مامان و باباش اومدن خونه ما. چون من امادگی نداشتم با خجالتی رفتم اتاقم و بیرون نیومدم.! حتی سلامم ندادم..!!
زنداییم میگف زهرا چرا بیرون نمیای؟ اها فهمیدم چون امیراینجاست!
 امیر هم لبخند زده :o
الان من ازتون راهنمایی میخوام. میخوام بدونم امیربهم حسی داره یا نه؟
نمیگم عاشقمه نه! میگم حس!
لطفا نگید بخاطر سن و هیجاناتم! خیر! اینطورنیییییییست!!!!!
لطفا بهم جواب بدید. من کسیو ندارم حرفامو بهش بگم!
دارای دیدگاه ژوئیه 23, 2022 توسط ...
اینکه طبیعیه
شاید باورش برات سخت باشه من ده سالگی عاشق شدم الان ۱۴ سالمه میبینمش عقم میگیره اصلا ازش خوشم نمیاد  
با اینکه خوشگله و کراشهشاید
اصلا اصلا ازش خوشم نمیاد  میگم یه موقع چه اکسول بودم رو این کراش بودم
شرط میبندم تا یه سال دیگه حست با من یکی میشه
3 پاسخ
پاسخ داده شده Mar 23, 2022 توسط بی نام
هنوز محرمته که ... ولی در کل منم هم سن تو بودم همین حرفا. و می‌ززدم الان کلا اون بنده خدا رپ فراموش کردم ، امیدوارم اخرش با کسی ازدواج کنی که هم دوسش داری هم خوشبختت کنه
پاسخ داده شده Mar 26, 2022 توسط K. حرفه ای (2,060 امتیاز)
سلام زهرا جون
عزیزم من یه کوچولو از تو بزرگ ترم و این علاقه رو کامل تجربه کردم
اول از همه یه چیز رو بهت بگم که باید بدونی
همه نوجوون ها که عاشق میشن مطمئن هستن که عشقشوت مال نوجوونی نیست و امکان نداره فراموشش کنن
اما نمونش خود من!
من خودم مطمئن ترین آدم دنیا بودم
میگفتم امکان نداره عشقم الکی باشه
با اینکه کلی توی اینترنت راجع بهش مطلب خونده بودم بازم میگفتم نه مال من فرق میکنه
اما...
۱- این درسته که توی این سن به دلیل هورمون هامون علاقه مون به جنس مخالف بیشتر میشه و این چیزیه که دکتر ها و روانشناس ها گفتن و نمیشه تمایز قائل شد
۲- من خودم قبلا یه سوال گذاشتم با موضوع کسلیی که درگیر عشق نوجوونی هستن بخونن کمک میکنه
من از تجربه خودم نوشتم و متوجه یه چیزی شدم
اینکه شخصیت تو در مرور زمان تغییر می کنه
الان ملاک های توی برای دوست داشتن جوری هستن که شاید پسر داییت داردشون
ولی تا وقتی از نوجوونی بیرون بیای هم تو ملاک ها و سلیقت کاملا متوافت میشه و هم پسر داییت کامل عوض میشه چون کلا نوجوونی سنیه که شخصیت ما توش شکل میگیره و مدااام عوض میشه

میدونم باز هم فکر میکنی که نه مال من فرق میکنه طبیعیه من خودم هم بودم همینجوری فکر میکردم
اما سعی کن به حرفم گوش کنی حال منم دقیقا مثل تو بود و درکت میکنم
میفهمم که شرایط سختیه اما سعی کن زیاد درگیرش نشی
اول اینکه در موردش با کسی صحبت نکن چون هرچی بیشتر صحبت کنی برات واقعی تر میشه
و سعی کن خودت رو مشغول کنی بهش فکر نکن
مهمترین نکته اینه که درموردش رویا پردازی نکن
ذهن جوریه که اون فرد رو دقیقا برات جوری شکل میده که دوست داری باشه و ممکنه با خود واقعی پسر داییت فرق بکنه
منم همینطوری شدم کلی رویاپردازی کردم بعد یه مدت طولانی اون فرد رو دیدم و دیدم که اصلا اونی نیست که من ازش توی ذهنم ساختم و علاقم هم بهش کمتر شد چون هردومون تغییر کرده بودیم
امیدوارم موفق باشی عزیزم لطفاً به حرفام فکر کن❤️
پاسخ داده شده Mar 27, 2022 توسط بی نام
سلام،عید نوروزت مبارکت❤.ببین دوست عزیز احساساتت همش طبیعیه اصلا به ثبات شخصیتی نداشتن ربطی نداره ،منم تا ۴ماه پیش به اندازه ۳ سال و نیم عاشق یه پسر بودم همش بهش فکر میکردم و گهگاهی میدیدمش توی خیابون توی مسیرم و خیلی میخواستمش همسایه بود .هر روز ببین بهش فکر میکردم روزی نبود فکر نکنم بهش، شاید هر کسی میدیدش اونو معمولی میدونست ولی برای من خیلی پسر جذاب و دوست داشتنی بنظر میومد و پسر خیلی  امروزی بود فعال و پر انرژی،من بخاطرش به خیلی چیزا فکر کردم مثل شروع رابطه چتی ،تماس و آشنایی قرارای قایمکی باهام اما اصلا سمت اینکار نرفتم و گذاشتم حسم مثل باد بیاد و بره،میدیمش تپش قلب داشتم و تا میدیدمش جایی میره لباساشو با دقت نگاه میکردم چیزای مورد علاقشو فهمیده بودم صداش برام ویژه بود و حتی بهترین صدای پسریم برام جذاب نبود و اسمشم فهمیده بودم و فقط باهاش حرف نزده بودم ولی از لحاظ ظاهری و یکمی باطنی شناخته بودمش.یه مدت به پسر عموم که ۶ساله ندیدمش خیلی فکر میکردم الان ۲۰ سالشه و شرایط نبوده ببینمش و خیلی دلم براش تنگ شده و حس میکردم عاشقش شدم ولی این حسم اومد  و  رفت چون ما خیلی همبازی بودیم و رابطه صمیمی داشتیم و کم کم از سن کم بهش حس خوبی پیدا کردم و به پای کودکیم گذاشتم و تا چند سال بهش علاقه داشتم تا ۱۲سالگی و بعد حسم کمرنگ شد ،حسم به پسر خالم ۳سال پیش بود و طوری شده بودم که میخواستم هر روز ببینمش و بیقرار بودم و حس میکردم تمام رفتارهاش منظور داره و خیلی ذهنم درگیر شد و همه اون روزها که گذشت فقط به اون لحظات میخندم که چه تصوارتی درموردشون میکردم و چقدر از واقعیت فکرام دور بود!
ولی عزیزم اینا همه نوجوونیه،آخه مگه میشه با یه حس تو این سن با یه علاقه که بخاطر اقتضای سنیه ازدواج کرد!این حسو همه تجربشو داشتن خیلیاشونم به اون طرف به اصطلاح عشقشون رسیدن و ازدواج کردن ولی اکثرا تو سن کم طلاق میگیرن بخاطر فکر اشتباه و خیال پردازیای حسی و جنسی .این دوره که واقعا باید مراقب بود که شعله شهوتو به آتیش نکشی و درگیر جنس مخالفا نشی الان بهترین زمان برای کار کردن روی خودت و فکر کردن به آینده شغلیته و بعدش یه پسر خوب و موفق ممکنه ببینی یا باهاش آشنا بشی اون موقع اگه خواستی ازدواج میکنی با تصمیم قاطع تر و بدون دخالت احساسهای بی پایه و زودگذر  نوجوانی مسیر  زندگی مشترکتو انتخاب میکنی .واقعا توی این دوستیا و رابطه ها چیزی نیست توی جامعه هر چیو که میبینی همه انجام میدن درست نیست بعضی کارایی که مردم انجام میدن اشتباهه ، من الان دور و برم خدایی دختری شاید نبینم با کسی نباشه یا نبوده باشه ولی که چی،چه بُردی کردن تو زندگیشون کارشون هنوزم رفاقت با پسرای مختلفه و اینطوری سرگرمن،خودشونو بی آبرو کردن و هیچ کدوم از اون پسرام حاضر به ازدواج با همچین دختری نیست.یه دختر سنگین باش و اجازه نده لحظات زندگیت بخاطر خوشیای زودگذر خراب شده و حال دلتو بد کنی.حسی که داری کاملا قابل درک و احترامه و هیچ سرزنشی در کار نیست ولی توی مسیری نرو که خیلیا رفتن و پشیمونن و متوجه شدن که خیالاتشون با واقعیت فرق داشت،
من خودم با فکر کردن منطقی به موضوع علاقه مندیم به پسری که اول صحبتشو کردم و هنوزم بهش احساسات خوشی دارم تصمیم گرفتم که  وارد رابطه نشم و اگر هم دیدمش حسمو  قبول کنم که من بهش علاقه دارم و ممکنه دستپاچه بشم اون موقع و هیجانی بشم ولی خب  تو دل خودم و بذارم فکرام درموردش بیاد بره.این نگاه کردنا، رفتارا ،فکرا همه رو تجربه کردم.
به مشاوره آنلاین روانشناسی خوش آمدید، مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و مشاوران مجرب و منتخب کانون مشاوران. مطالب با مضامین توهین آمیز به ادیان، دین اسلام و عقاید و استفاده از کلمات رکیک را گزارش دهید تا حذف شود.
مشاوره تلفنی حضوری آنلاین
۰۲۱-۲۲۲۴۷۱۰۰
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

17,158 سوال

28,246 پاسخ

29,687 دیدگاه

2,178 کاربر

سوالات مشابه
2 پاسخ 281 بازدید
سوال شده نوامبر 21, 2020 در مشاوره رایگان فردی توسط Aseman kabood حرفه ای (200 امتیاز)
4 پاسخ 306 بازدید
1 پاسخ 198 بازدید
2 پاسخ 187 بازدید
1 پاسخ 268 بازدید
سوال شده اکتبر 5, 2021 در مشاوره رایگان فردی توسط بی نام
3 پاسخ 285 بازدید
سوال شده اکتبر 11, 2020 در دوستی یا نامزدی توسط بی نام
1 پاسخ 345 بازدید
1 پاسخ 142 بازدید
...