مشاوره تلفنی حضوری آنلاین
۰۲۱-۲۲۲۴۷۱۰۰
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

بخواطر کار دوستم منم که باید اذیت بشم

504 بازدید
سوال شده دسامبر 30, 2020 در روانشناسی کودک و نوجوان توسط بدشانس
سلام
مادر و پدر من اصلا ادمای حساسی نبودن و به من اعتماد کامل داشتن و میزاشتن ازاد باشم و تقریبا مستقل و همه چیز رو امتحان کنم
ولی
حدودا دوماه پیش من و دوستام رفته بودیم پارک و مادرم دوست منو با * پسر دیده که تنها قدم میزدن توی * منطقه مسکونی * نزدیک پارک
اون موقع من کلا نمیدونستم که این دوستم دوست پسر داره
چندبارهم که باهم بیرون بودیم یا تو خونه همدیگه یا تو همین مجازی همین دوستم به من اصرار کرد که منم رل بزنم ولی من تاحالا بهش محل نذاشتم چون کسی که من ازش خوشم میاد اصلا تو این فازا نیست و منم نمیتونم با وجود اون که چندساله ازش خوشم میاد با کسه دیگه ای دوست بشم...

خلاصه از وقتی مادرم دوستم رو با اون پسر دیده بود و به پدرم گفته بود کلا رفتارشون عوض شده
کم کم دارم خسته میشم
حتا نمیزارن سی ثانیه در اتاقم رو ببندم
من خوشم نمیاد وقتی ورزش میکنم کسی نگاهم کنه ولی اونا اصلا اهمیت نمیدن نمیزارن در اتاقم بسته باشه
خونه دوستام با هزاااار تا التماس کردن میرم
پارک نزدیک خونه مون هم مادرم اصلا نمیزاره برم
با این وجود که گفتم خودت هم بیا ولی بازم نمیزاره
خیلی بهم گیر میدن
هرجا که بیرون میرم بابام الکی سه ساعت باهام دعوا میکنه
اصلا من رو درک نمیکنن که من نوجوان هستم و بیشتر مواقع ممکنه عصبی باشم...پدرم انتظار داره همیشه حالم عالی باشه...تا یکم عصبانی بشم هزار تا متلک بهم میندازه... مثلا میگه یادم باشه شماره تیمارستان رو برات بگیرم یا میگه مث سگ حرف میزنی یا میگه خفه شو...ساکت شو...تو نباید جرعت داشته باشی بامن بحث کنی....
درحالی که خودم دقیقا یادمه وقتی پیش دبستانی بودم همین بابام بود که میگفت هرکی هرچی گفت جوابش بده حتا اگه منو مامان بهت حرف زور گفتیم باید جواب بدی...
ولی حالا مث سگ باهام رفتار میکنه

آخه اون بوده که رل زده
خدایی چه ربطی به من داره که یهو اینقد باهام بدرفتاری میکنن
من از توج راحتی و خوشبختی افتادم تو اوح سخت گیری ها و بی احترامی....
بابام خییییلی بد باهام حرف میزنه و * طوری داد میزنه سرم که من هرچی هم بگم به گوشش نمیرسه  
حتا این مدت چندبار هم مسخره ام کرد که این بار واقعا دلم رو شکوند اونوقت انتظار داره مثل گل باهاش صحبت کنم
من کلا از این رابطه های فیک مسخره بعضیا خنده میگیرم
چون بیشتر پسرا همش دروغ میگن ولی دختراهم دستی دستی هرچی اونا میگن رو باور میکنن...اصلا بنظر من رابطه ها از17سال و اینا به بعد شاید معنی بده و تجربه درستی بشه برای زندگی آیند

پدرو مادر من اصلا افکار من رو نمیدونن و مثل دشمن شون باهام رفتار میکنن مخصوصا بابام
بابام تو ده دیقه رفتارش زیر و رو میشه و این منو اعصبانی تر میکنه
اون شب که مادرم دوستم رو با دوست پسرش دید خیلی اتفاق های دیگه ای هم افتاد ولی اون فقط تا این جاش رو میدونه
بقیه دوستام اینقد براشون دردسر درست شد و اتفاق افتاد و همش توی * شب ولی من همون اولش خودمو قاطی نکردم و نرفتم باهاشون مثلا وقتی رفتن تو هون کوچه ای که مامانم یکیشون رو دیده بود...من با اینکه نمیدونستم دوستم قرار داشته ولی باهاشون نرفتم که گیر معمور بیوفتم و خیلی اتفاقای دیگه که همش توی * شب افتاد و من هیچ نقشی توشون نداشتم
ولی
همه دوستام الان راحت و ازادن و هر غلطی بخوان میکنن و اونیکی دوستم هم مثل قبلا با دوست پسرش قرار میزاره...
اما منه بدبخت که هرچی ازم خواستن گفتم نه و هیچ کاری نکردم و هیچ دردسری درست نکردم باید زندگیم ابمجوری بشه
من واقعا هیچ کاری نکردم  
نمیدونم الان چرا باید بامن این طوری رفتار کنن
غبر از این بوده که به ریز به ریز حرفای مامان و بابام گوش دادم؟
بگین حالا من چطوری از این وضعیت خلاص بشم؟؟؟؟
دیگه نمیتونم تحمل کنم!!!
اینقدر سخت گیری که همش یهویی بوده واقعا برام غیر منتظره هست
مثل * ماهی که اقیانوس رو دیده ولی انداختنش توی تنگ کوچیک
ولی * ماهی دیگه هم هست که از اول تو تنگ بوده و حداقل اون مثل من حسرت قبلا رو نمیخوره...
1 پاسخ
پاسخ داده شده دسامبر 30, 2020 توسط ravanshenasesite حرفه ای (135,540 امتیاز)
سلام به شما دوست عزیز

قابل درک هست که تنبیه شدن بخاطر کار نکرده می تواند برای شما با فشار روحی زیادی همراه باشد اما دقت کنید که شماها در سن حساسی قرار دارید و در این سن بخاطر خیالپردازی زیاد و ریسک پذیری بالا و گرایش بیش از اندازه به جنس مالف احتمال آسیب برای نوجوان بیشتر می شود و نگرانی پدر و مادرها نیز افزایش می یابد و به همین دلیل ممکن است که در اینگونه روابط بخاطر مراقبت از شما واکنش  نشان بدهند .

بهتر است در این مورد در احترام به نگرانی آنها بیان کنید که داشتن دوست پسر از سمت فرد دیگری به شما ارتباطی ندارد در کنار اینکه بیان کنید که شما نظرتان در مورد این روابط در این سن چیست و احساسات و نیازهای خود را در احترام با آنها در میان بگذارید و صحبت های آنها را نیز بشنوید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید .

بهتر است از مقایسه هر فردی با خودتان و خانوادیتان خوداری کنید چون در کنار اینکه هر فردی از نظر شخصیتی با دیگری شباهتی ندارد از نظر هنجارهای خانوادگی نیز تفاوت زیادی وجود دارد که باید به آنها در احترام برخورد کرد .
دارای دیدگاه دسامبر 30, 2020 توسط بدشانس
ببینید من کلا خجالت میکشم در این موارد با پدرومادرم صحبت کنم یا به عبارتی اصلا باورم نمیشه کِی اینقد بزرگ شدم که به این روزا برسم
من از اول با مادرم راحت نبودم و الانم به دلیل اتفاقاتی که دوسال پیش افتاد کلا ارتباط خوبی باهاش ندارم
درمورد پدرم هم که من نسبت به دخترای دیگه با پدرم میشه گفت راحت بودم ولی الان مثل بچه سر خیابونی باهام حرف میزنه و اینکه کلا غیر از این مدت دیگه مسعله ای نداشتم که بخوام راحت باشم تا باهاشون صحبت کنم...
البته من * خاله دارم که دوتا بچه داره و با اون خیلی راحت هستم و میتونم باهاش درمیون بزارم ولی میترسم بعدا که بااین دختره ارتباط داشته باشم خاله ام فکرکنه منم مثل اون شدم... واینکه نمیدونم اگه به خاله ام بگم به چه دردم میخوره؟
واینم بگم که من قبلا اینقد ازاد بودم که حتا وقتی میخواستم برم خونه دوستام فقط میگفتم میخوام برم خونه هستی اینا حتا بدون یک سوال میذاشتن من برم و الان زمین تا اسمون تعغیر کردن در واقع قبل از این خانواده اونا بود که سختگیر بود ولی الان خانواده منه
حتا نمیزارن برم چند کوچه اون ور تر سوپرمارکت
خیلی تحملش سخته
واینکه حتا ممکنه من نظراتم رو به مادرپدرم بگم ولی اونا بد برداشت کنند
به مشاوره آنلاین روانشناسی خوش آمدید، مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و مشاوران مجرب و منتخب کانون مشاوران. مطالب با مضامین توهین آمیز به ادیان، دین اسلام و عقاید و استفاده از کلمات رکیک را گزارش دهید تا حذف شود.
مشاوره تلفنی حضوری آنلاین
۰۲۱-۲۲۲۴۷۱۰۰
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

17,157 سوال

28,246 پاسخ

29,687 دیدگاه

2,442 کاربر

سوالات مشابه
1 پاسخ 95 بازدید
2 پاسخ 94 بازدید
2 پاسخ 293 بازدید
1 پاسخ 103 بازدید
3 پاسخ 380 بازدید
0 پاسخ 164 بازدید
1 پاسخ 121 بازدید
...