بهم کمک کنید این بحران رو رد کنم

56 بازدید
سوال شده 7 ژوئیه 2021 در مشاوره روانشناسی آنلاین توسط دنیا
با سلام من یه دختر ۱۷ ساله ام

من توی سن آخرای ۱۴ سالگی با یه اقا پسری توی رابطه رفتم و ایشون اون موقع 20 سالشون بود .
بعد ما حدودا ۲ سال تو رابطه بودیم و اوایل این رابطه خیلی خوب بود و حدودا ۱ سال گذشت و این اقا پسر گفتن چطوری من میتونم تورو ببینم دلم خیلی میخوادت .
بعد من چون مادر پدرم پزشکن اکثرا خونه نیستن و بخاطر همین گفتم بیاد یه روز خونمون .
البته ایشون تو تهران بودن من توی اصفهان .
خلاصه بعد کلی نقشه کشیدن و اینا ایشون اومدن خونه ی ما و حدودا ۲ ساعتی باهم بودیم و ایشون برای من حلقه خریده بودن و منظور اینکه یعنی میخواستن منو نشان خودشون کنن.
خلاصه این حلقه ی کردن دستم و گفتن ک باید همو ببوسیم منم خجالت میکشیدماصلا نزدیکش نمیشدم خودش اومد جلو و لبامو بوسید و بعد هم به بدنم دست زد . با اینکه زیر فشار بودم و نمیخواستم ولی بخاطر اینکه ازم جدا نشه و منو تنها نزاره مجبور شدم تحمل کنم .
حدودا یه ماهی گذشت و دوبارهایشون اومدن خونمون ولی اینبار بهم گفت باید رابطه داشته باشیم و منم از روی اجبار قبول کردم ک از پشت رابطه داشته باشیم .
من یه مدتی خود*ارضایی مقعدی داشتم و یکم دچار شل شدگی مقعدی داشتم و ایشون فک کردن ک من هر*زه ام و بهم بی اعتماد شده بودن .
اخرای رابطه حدودا ۱ ماه آخر ازم ۵۰ میلیون درخاست پول نقد کردن و منم گفتم جورش میکنم .
اما نتونستم و گفتن ک تو بهم دروغ گفتی و تو هر*زه ای و اینا درحالی ک اصلا اینطوری نبود هر کاری کردم ک اون پول رو جور کنم اما نشد و ایشون این مسعله رو بهونه کردن و باهم کات کردیم .

الان یکی از دوست های پدرم به بابام گفته دخترتو میخوام برای پسرم بعد گفته بزار یه مدت حرف بزنن بعد بیایم برای خاستگاری
بعد الان این پسر ازم پرسید ک ایا قبلا با کسی دوست بودی گفتم ک بله دوست بودم و اینا ولی قسمت رابطه و اینارو نگفتم
ایشون هر از گاهی از من راجب گذشتم میپرسن و من هم جواب کوتاه میدم اما هر بار عذاب میکشم

چندین بار هم بهشون گفتم ک یا یک بار همه ی سوالاتتون رو بپرسید یا دیگر جواب نخواهم داد
خداروشکر از اخرین باری ک اخطار دادم دیگه بحثی رو باز نکردن
ولی من عذاب وجدان دارم و از طرفی هم چون دوستش دارم نمیتونم بگم
و نمیدونم چطوری خاطرات کوفتی و لعنتی گذشته رو پاک کنم و به این پسر اعتماد کنم

آخه بعد اینکه ما کات کردیم با اون پسر تهرانی دوستش به من زنگ زد و گفت فیلم رابطه ی ج*نسی ات پیش داداشم هست و میخواست ازم باج بگیره
و گفت ک من از وقتی داداشمو میشناسم هیچ کس رو دوست نداشته فقط برای اینکه شه*وتشو براش برآورده کنی باهات توی رابطه بوده
و من بسیار افسرده شدم
الان حدودا ۱ ونیم سالی هست ک اضافه وزن شدید داشتم ( چون وقتی ناراحتم پرخوری میکنم و فقط میخوابم ) و دیگه یه دختر بد هیکل شدم و دیگه دختر شاد قدیمی نیستم و حتی حوصله ی باشگاه رفتن و شیو رو هم ندارم
 
واقعا نمیدونم چیکار کنم خیلی تنها ام به هیچ کسم تا الان نتونستم بگم اما دوستم وبسایت شمارو داد و اومدم ازتون کمک بخوام تا همون دختر شیطونی بشم ک همیشه شاد بود و هیچ کس نمیتونست اذیتش کنه .

ممنون میشم کمکم کنید
1 پاسخ
پاسخ داده شده 7 ژوئیه 2021 توسط بی نام
اگر الان مخصوصا تو این سن ازدواج کنی هیچوقت نمیتونی اون دختر شاد و شیطون بشی شای تو نامزدی و اوایل ازدواج خوش بگئره ولی بعدش بدتر هم میشی

ولی اگه کلا برای خودت میخوای تعغیر کنی بهتره اول روی اعتماد بنفست کارکنی

دوم اینکه خودت رو مجبور به انجام فعالیت های تحرکی مثل ورزش کنی تا بشاش تر بشی

وسوم اینکه بنویسی-احساسات رو توی یه دفتر بنویس و بعد بخونشون بعداز هربار نوشتن تا احساس تنهایی نکنی

و چهارم برای خودت هدف بزار-اول همین هدف  های کوچیک کوچیک

و پنجم اینکه عضو کتابخونه شو و کتاب های مخطلف بخون.شاید الان بگی خسته کننده ست ولی نه اینطور نیست.تو  میتونی ی رمان هیجانی.عاشقانه.معمایی.کمدی.و...بخونی و وقتی به وسط های کتاب رسیدی انگار داری تو کتاب زندگی میکنی و نسبت به هر شخصیتی ی حسی پیدا میکنی

و در اخر اینکه استعدادت چیه

علایقت چیه

عقایدت چیه

اینا رو بشناس و پرورشش شون بده

و اینکه اگر با این شرایط روحی العانت ازدواج کنی مشکلاتت بمراتب همچنان بزرگ تر میشه
به مشاوره آنلاین روانشناسی خوش آمدید، مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و مشاوران مجرب و منتخب کانون مشاوران.

13,429 سوال

20,354 پاسخ

18,579 دیدگاه

2,480 کاربر

سوالات مشابه
1 پاسخ 31 بازدید
1 پاسخ 58 بازدید
سوال شده 1 مارس 2021 در مشاوره رایگان فردی توسط یه بنده خدایی
3 پاسخ 90 بازدید
1 پاسخ 56 بازدید
1 پاسخ 74 بازدید
سوال شده نوامبر 26, 2020 در مشاوره خانواده آنلاین توسط بی نام
1 پاسخ 35 بازدید
...