خیلی اضطراری)**

24 بازدید
سوال شده 11 می 2019 در مشاوره رایگان فردی توسط بی نام
سلام من میلادم
۱۶سالمه
اعتماد به نفسم عالی
شخصیتم بالا
نویسندگی انجام میدم/توی فناوری اطلاعات مهارت خاصی دارم/ایده پردازم/کتابای روانشناسی میخوندم/به خیلیا مشاوره میدادم حتی به دوتا تازه عروس که تونستم درست کنم مشکلشونو یا به ادمای ناامید و بی انگیزه/یه ادم خیلی پر انرژی بودم/پزشکی هم فعالیت دارم/تو اختراعاتهم فعالیت دارم/آدم کنجکاو و عجولی ام/توی بازار فعالیت دارم/ درامد دارم/به هرچی که خواستم رسیدم/از پس تمام مشکلاتم براومدم
و شروع قضیه من از بچگیم عاشق یه دختری بودم که تونستم توی سن ۱۴سالگیم بدستش بیارم و خودشم عاشقم شده بود همه چی خوب بود خیلی خوب و بهش گفتم درمورده ازدواج چون گفتم دخترا بالغ ترن بچه نیستن خودشم قبول کرد با کلی ذوق و خوشحالی عاشق صدام و... بود میگفت تو چادرم باشی باهاتم همه چی خیلی خوب میگذشت ارامش خاصی که بهم میداد هیچ جا مثلش ندیده بودم و بگم علاقه ای به رابطه با دختری ندارم(چون همه رو پوست و گوشت
میبینم فقط) ولی این خیلی برام خاصه
همه چی فوق العاده بود توی دعواها اصلا از هم جدا نمیشدیم توی شدید ترین دعواها هم که باشه یه موزیک میفرستاد میگفت فکرکن من برات خوندمش و اروم میشدیم اصلا کینه نمیگرفت
دخترداییش دخالت کرد توی رابطه و من یکم هوسی شدم واکنش نشون دادم شاید واسه یه هفته بهش خیانت کردم ولی بخشیدم
همیشه میبخشه منو
اما وقتی میگفت بیا میخام ببینمت دلم تنگه و.... هی میپیچوندمش اخه از بچگی مشکل بیرون رفتن داشتم مادرم نمیزاشت برم بیرون
و فاصله میافتاد و من باهاش کم کم سرد شدم
ولی خیلی دوستش دارم باز ادامه میدادیم ولی دیگه واقعا داشتم کم میاوردم خیلیا فقط بدی های عشقمو در نظر میگرفتن و هی بم میگفتن کات کن فراموش میشه و...
یدفعه بهش گفتم گمشو و بعد از ۷ ماه برگشتم بهش هنوزم دوستم داشت ولی به قول خودش تو دلم کینه ای درست کردی که اسمت بیاد دوست دارم جیغ بزنم
و منو یه ادم خیلی دروغگو و هفتی تو ذهنش نگه داشته بود
سه ماه اصرارش میکردم ببینمش اما هی منو میپیچوند چون نمیخاست دوباره خاطره ای زنده شه یا حس بگیره
و گذشت  دوستش هی میکشوندش تو اکیپ پسردختر و.. انداختش با یه پسری و پسره بهش چسبید و پسره بوسش کرد و دست عشقمم گرفت و حس بم نداره دیگه
وقتی صداشو هفته پیش شنیدم توی یه استوری؛سیگاری شدم
چندبار خودکشی هم کردم چون میخام برگردم به گذشته نه اینکه بخام از مغزم پاکش کنم یا زندگیمو بدون اون بسازم
نمیخام قبول کنم دیگه نیست باورش غیرممکنه مث اینکه یکی بم بگه ادما دارن تو خورشید زندگی میکنن
هنوزم امید دارم خیلی زیاد به بازگشت زمان
شده هرکاری میکنم تا برگردم
چیزایی که واسه مردم زندگیه واسه من تفریحه مث کار کردن
بلدم روزی دومیلیون تومنم درامد داشته باشم به قول پدرم به سنگ دست بزنی طلا میشه
و پدرم مادرم مادره دختره خواهرم و خیلیا میدونن که من عاشق این دخترم
و روش های خودکشیم که مثلا گفتن دختره بدکارس حرف خیلی پشت سرشه
و پسره زیره عکس دختره نوشت زندگیم
و نبودنش و ارزوی برگشتن به گذشته
و...
روش های خودکشی که انجام دادم:زدن شیشه خورد روی رگم/سه بار بالا پشت بوم ساختمون بودم یبارش رو لبه راه میرفتم که فوق خطرناک بود یکبارشم که خاستم خودمو بندازم دوستم گفت کاره مهمی بات دارم اما ارومم کرد/نوشابه با ۵بسته ادامس نعناع خوردم که لوله گوارشم زخم شد و با لبنیات ترمیمش کردم
از وقتی رفت ماهی ۲.۳کیلو دارم کم میکنم
غذا روزی یک وعده یا کلا نمیخورم شده سه روز چون وقتی غذا بخورم بالاش میارم .
و یه مدت ک همش قلب درد داشتم و این روزا بدنم لش شده و چشام خیلی اوقات تار میبینن
میخندم ولی بغضی
وقتی میرم عروسی یا مراسمات شادی خیلی دلم میگیره وقتی صدای شاد باشه واقعا دیوونه میشم
خیلی هم لاغر شدم
ی زندگی لاکچری دارم تقریبا
سنتی نیستم
سنت کمه و... لطفا نگید نصحیتم نمیخام
هزارتا مشاوره گرفته بودم همه گفتن سخته شرایطط یا با مشاوری که ۲۰تا کتاب نوشته حرف زدم ولی باز هیچ خواهرم کارشناس روانشناسیه ولی باز نتونست بم کمکی بکنه فقط دارم بدتر و بدتر از دیروز میشم
سال تحویل گریه کردم چون نباید زمان میگزشت
روز تولدم دیوونه شدم بحث و دعوا خاستم از خونه برم حتی بعدش زنگ زدم اورژانس اجتماعی ولی اورژانس اجتماعی هم کم اورد
الان اینقدر حواسم پرته که مثلا از بانک پول درمیارم کارتو میبرم ولی پولا رو نمیبرم یا کلیدای ماشینو جا میزارم یا گوشیمو توی مغازه ها جا میزارم و...
من از لحاظ حفظیات عالی ام و هنوز اسم معلم کلاس اولمو یادمه فراموشی اصلا بلد نیستم و تحت هیچ شرایط قصد فراموش کردنشو ندارم
1 پاسخ
پاسخ داده شده 11 می 2019 توسط zahra.dehghan حرفه ای (25,340 امتیاز)
با سلام خدمت شما دوست عزیز

احساسات شما قابل درک می باشد اما بهتر است دقت کنید که تا زمانی که شما نخواهید حقایق موجود را بپذیرد هیچ فردی نمی تواند به شما کمک کند نیاز است که شما با این استعداد بجای خودکشی راحل های حل مسئله بیشتری را آموزش بینید زمانی که شما بخاطر از دست دادن فردی که او را دوست داشتید دست به خودکشی می زنید یعنی از هوش خود در مسیر درست استفاده نمی کنید .

دقت کنید که در سن شما روابط عاشقانه با واکنش های هیجانی زیاد همراه است و فرد فکر می کند دنیا بدون داشتن فرد مورد علاقه اش دیگر ارزشی ندارد و تمام است اما بهتر است دقت کنید که هردوی شما در سن نوجوانی قرار دارید و شما بهتر است بپذیرید و روابط دوستی در این سن دوام زیادی ندارد و تنها بر پایه هیجان می باشد و فرد مقابل شما نیز استثنا از این محور نمی باشد و همچنین دقت کنید که خودکشی های مکرر کمکی به بهبود شرایط زندگی شما نخواهد کرد .با توجه به علایمی که بیان کردید نیاز است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا در این مسیر با پروسه های مشاوره به شما کمک شود . دقت کنید که این موضوع نیاز به زمان دارد و بهتر است این فرصت را به خودتان بدهید تا بتوانید با کمک روانشاس شرایط بهتری را تجربه کنید.  دقت کنید که نیاز نیست که شما آن خانم را فراموش کنید اما نیاز است که به کمک رواننشاس پذیرش صورت گیرد و شما بتوانید راحل های حل مسئله بیشتری را آموزش ببنید .

درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22685895

شاد باشید
به مشاوره آنلاین روانشناسی خوش آمدید، مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران و مشاوران مجرب و منتخب کانون مشاوران.

3,610 سوال

5,213 پاسخ

851 دیدگاه

2,141 کاربر

سوالات مشابه
1 پاسخ 29 بازدید
سوال شده ژوئیه 4, 2018 در مشاوره رایگان فردی توسط زهرا
1 پاسخ 46 بازدید
0 پاسخ 6 بازدید
سوال شده 20 Mar 2019 در مشاوره تحصیلی توسط بی نام
1 پاسخ 42 بازدید
...